روزنامه نگار
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: احمد هاشمی Ahmad Hashemi - دوشنبه ۱٩ تیر ،۱۳٩۱

 

 

 

 

 

 

 

 

 




 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 





 

 

 

 

 

 

.

Some of Ahmad Hashemi’s articles

برخی از مقالات احمد هاشمی

Tile of Article / عنوان مقاله

تاریخ انتشار

Date of issue

محل انتشار

The name of newspaper

ملاحظات

Observations

ایران و طرح خاورمیانه بزرگ

Iran and the greater middle
  east project

تابستان 1384

Summer 2005

فصل نامه سیاست خارجی

Foreign Policy Quarterly

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

وهابیت و مدرسه های
  پاکستانی

Wahhabism and Pakistani schools

23/5/84

2005

روزنامه شرق

Shargh news paper

تالیف

article

دولت آمریکا و فردای کاترینا

USA government and the day after
  Katrina

16/6/842005

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

چالشهای خاورمیانه ای
  اروپا

European middle eastern challenges

10/12/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

تصویری از عراق پیش از
  انتخابات

An image of pre-election Iraq

16/9/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

اسرائیل و سلاحهای
  کشتار جمعی

Israel and the MDW

14/2/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

بدون اسرائیل همان
  خاورمیانه

Without Israel the same middle east

19/10/84

2005

روزنامه شرق Shargh news paper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

ضد آمریکاییها در
  آمریکای لاتین

پیروز می شوند

Anti-Americans are becoming victorious in Latin America

6/10/84

2005

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

ردپای اسرائیل در
  کردستان عراق

Israeli footpath in Iraq’s Kurdistan

2/4/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

اتحاد استراتژیک
  باکو و آمریکا علیه همسایگان

Strategic alliance of Baku and
  US against the
nabours

12/2/85

2006

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

خاورمیانه بدون اسرائیل

Middle east without Israel

25/10/84

2005

روزنامه شرق Shargh news paper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

الفبای لاتین برای
  کردها

Latin alphabet for Kurds

15/10/84

2005

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

جهان بدون اسرائیل

World without Israel

18/10/84

2005

روزنامه شرق Shargh news paper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

ترمیم زخم تاریخی در
  موستار

The Healing of historic wounds in Mostar

7/5/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

مرزهای نوین اروپا

The new borders of Europe

30/4/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

بوش به کاندیدای مستقل
  متوسل می شود

Bush resorting to an independent
  candidate

28/4/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

آرزوهای ترکیه در
  کنفرانس اسلامی

Wishes of Turkey in OIC

1/4/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

جدی شدن بحث اروپای چند
 

فرهنگی

Multi- culturalism in the Europe
  increasingly becomes more
crucial

11/9/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

بیکاری چالش عمده
  اقتصاد آلمان

Unemployment, the main challenge of Germany’s Economy

21/3/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

طرح خاورمیانه بزرگ یا
  الگوی مبارزه مشترک اروپا و آمریکا

The greater middle east initiative or the joint method of Europe and USA

15/1/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

تعامل نوین لندن-
  بلفاست

New interaction of London- Belfast

18/5/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

تالیف

article

عراق الگویی برای
  دموکراسی

Iraq, a model for democracy

12/4/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

ترجمه از عربی

Translation from Arabic

خاورمیانه اولویت
  امنیتی اتحادیه

اروپا

Middle east, security priority of EU

11/12/83

2004

روزنامه شرق Shargh news paper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

بررسی اوضاع سیاسی-
  اقتصادی جمهوریهای گرجستان ارمنستان و آذربایجان- شهروندان قفقاز

Studying of political and economic
  situation of Georgia, Armenia and
Azerbaijan republics- citizens of Caucasus

15/1/83

2004

روزنامه همشهری Hamshahri newspaper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

بازی کیسینجر

The game of Kissinger

21/10/82 2003

روزنامه همشهری Hamshahri newspaper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

تحلیلی به روابط تازه
  ایران و عراق- دوستان جدید

Analysis of new relations of
  Iran and Iraq- new
friends

28/10/82 2003

روزنامه همشهری Hamshahri newspaper

ترجمه از انگلیسی

Translation from
  English

نگاه اکونومیست به
  زلزله بم

Economist’s view point on Bam
  earth quake

28/10/82 2003

روزنامه همشهری Hamshahri newspaper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

گزارش شاهزاده

The report of prince

20/10/82 2003

روزنامه همشهری Hamshahri newspaper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

گرفتاریهای دو رقیب

Troubles of to rivals

24/12/82 2003

روزنامه همشهری Hamshahri newspaper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

راه پیش روی پوتین

The Future way of Putin

4/10/82 2003

روزنامه همشهری Hamshahri newspaper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

عراق و مصوبه دوم

Iraq and the second Act

21/10/81

2002

روزنامه همبستگی

Hambastegi newspaper

ترجمه از ترکی
  استانبولی

Translation from Turkish

ترکیه بر سر دوراهی

Turkey on end locked

26/12/81

2002

روزنامه رسالت

Resalat news paper

ترجمه از ترکی
  استانبولی

Translation from Turkish

اروپای بزرگ با ترکیه
  محقق می شود

Greater Europe is realizing with
  Turkey

4/3/82

2003

روزنامه رسالت

Resalat news paper

ترجمه از ترکی
  استانبولی

Translation from Turkish

تصویر عراق پس از صدام

A portrayal of post-Saddam Iraq

7/2/82

2003

روزنامه رسالت

Resalat news paper

ترجمه از ترکی استانبولی

Translation from Turkish

ایران و اروپا به روابط
  سازنده می اندیشند

Iran and EU are thinking to
  constructive
relations

1/4/82

2003

روزنامه رسالت

Resalat news paper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

آیا ژاپن هسته ای می
  شود؟

Will Japan become a nuclear power?

1/3/82

2003

روزنامه رسالت

Resalat news paper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

همکاری آمریکا و فرانسه
  در مبارزه با تروریسم

Cooperation between France and USA
  in fighting
terrorism

18/3/82

2003

روزنامه رسالت

Resalat news paper

ترجمه از انگلیسی

Translation from English

همکاری و فعالیت در تعداد کثیری از نشریات
  دانشجویی و با گستره توزیع محلی از سال 1379 تا سال 1383

Cooperating with Several student and local
  newspapers- From 2000 until 2004







http://www.sharghnewspaper.com/841019/html/world.htm#s354468

روزنامه شرقِِ- دوشنبه ۱۹ دى ۱۳۸۴ - - ۹ ژانویه ۲۰۰۶





مقاله

بدون
اسرائیل همان خاورمیانه

جوزف جوف

ترجمه:
احمد هاشمى

بخش دوم

به عنوان
مثال عراقى ها از این
سلاح هاى کشتار جمعى علیه اشغالگران اسرائیلى استفاده نکردند. بلکه در سال ۱۹۸۸ و در
حمله اى توام با گاز سمى علیه هموطنان کرد خود در حلبچه استفاده کردند که هیچ سلاح هسته اى نداشتند. در مورد برنامه هسته
اى عراق همانطور که مى دانیم در گزارش
دلفور که مبتنى بر اطلاعات برگرفته از وفاداران رژیم صدام است عراقى ها استدلال مى کردند که ایران تحریک کننده و عامل
اصلى اتخاذ این سیاست است. تمامى مقامات
عالى رتبه عراقى ایران را به عنوان دشمن اصلى عراق در منطقه قلمداد مى کردند. آرزوى متعادل کردن قدرت اسرائیل و کسب
جایگاه و نفوذ در جهان عرب هم ملاحظات دولت
عراق بودند ولى از نوع ثانویه. و اکنون شکل و تفسیر خشن تحقیرنمایى را بررسى مى کنیم. رقت انگیزترین روایتى که از این تفسیر
ارائه شده بدین گونه است: اسرائیل صرفاً یک
همسایه سرکش نیست بلکه یک مهاجم ناخواسته است. هنوز هم در خارج از جهان عرب طرفداران این نوع نگرش در غرب به آرامى از
این وضع دفاع مى کنند و خود را گویندگان
حقیقتى که جرات بیان تابو را دارند مى دانند. به عنوان نمونه نویسنده بریتانیایى اى ان ویلسون اعلام کرده است که با
اکراه و بى میلى به این نتیجه رسیده که
اسرائیل با اقدامات خود ثابت کرده است که حق حیات ندارد. و به دنبال حوادث یازده سپتامبر ۲۰۰۱
اندیشمند برزیلى آرتور گیانوتى گفت: «اجازه بدهید موافق باشیم تاریخ خاورمیانه بدون کشور اسرائیل که زخمى را بین
اسلام و غرب گشود، کاملاً متفاوت مى بود. آیا
شما مى توانید بدون رها شدن از این زخم که منبع سرخوردگى و یأس تروریست هاى بالقوه است از دست تروریسم رهایى یابید؟»
تونى جات استاد دانشگاه و مدیر موسسه
Ramarque در
دانشگاه نیویورک استدلال مى کند که ایده تشکیل دولت یهودى اشتباهى تاریخى بوده است. این ایده مانند «پروژه جدایى
طلبانه اواخر قرن ۱۹» است که در جهان نوین شگفت آور که با همراهى حقوق بین المللى به
سوى کمال فرجام گرایانه جامعه چندقومى
و چندفرهنگى در حرکت است، «جایگاهى» ندارد. پس تصور کنیم که ایجاد اسرائیل یک اشتباه تاریخى بوده که در صورت عدم وجود آن
گناه اولیه- ایجاد اسرائیل- جهان اسلامى-
عربى که از الجزایر تا مصر و از سوریه تا پاکستان گسترده است مى توانست موقعیت رضایت بخش ترى داشته باشد. سپس با تظاهر
به اینکه مى توانستیم عصاى سحر آمیزى
داشته و با حرکت دادن آن اسرائیل را از نقشه محو کنیم بیایید از گذشته به سوى حال حرکت کنیم.

• تمدن
برخوردها

بیایید
با این سئوال که در سال ۱۹۴۸ زمانى که اسرائیل در میان جنگ متولد شد چه روى داد آغاز
کنیم. آیا این تولد باعث پیدایش مشکل فلسطینیان
شد؟ نه کاملاً. مصر ماوراى اردن (اردن امروزى)، سوریه، عراق و لبنان به سمت حیفا و تل آویو حرکت کردند ولى نه براى
آزادى فلسطین بلکه براى تصاحب آن. این جمله به
عنوان برنامه کارى قدرت هاى رقیب براى به دست آوردن قلمروى براى خود در میان کشورهاى همسایه بود. اگر آنها پیروز میدان
بودند کشور فلسطین شکل نمى گرفت و باز هم
تعداد زیادى فلسطینى آواره مى شد. (به یاد بیاورید که نیمى از جمعیت کویت در زمان حمله صدام در سال ۱۹۹۰ از کشور
خود فرار کردند.) در واقع تصور کنید که بیدارى ملیت گرایى فلسطینى که در اواخر دهه ۱۹۶۰ و دهه ۱۹۷۰ آغاز
شد، در این صورت مى توانست
حمله کنندگان انتحارى خود را متوجه مصر، سوریه و جاهاى دیگر کند. بیایید تصور کنیم که اسرائیل در سال ۱۹۶۷ به جاى اشغال کرانه باخترى و نوار غزه که به ترتیب تحت حاکمیت حسین پادشاه اردن و جمال
عبدالناصر رئیس جمهور مصر بودند، از نقشه منطقه محو شده بود آیا آنها (مصر و اردن)
سرزمین هاى فلسطین تحت حاکمیت خود را به یاسر عرفات رهبر فلسطینیان مى دادند و براى
انجام اقدامات حسنه به حیفا و تل آویو مى
آمدند؟ احتمالاً نه. این دو فرمانروا به خاطر ترس و نفرت مشترک خود از عرفات به عنوان بنیانگذار فتح (جنبش ملى آزادیبخش
فلسطین) و متهم به توطئه بر علیه رژیم هاى عربى با یکدیگر متحد مى شدند. به طور خلاصه حتى
در صورت نبود اسرائیل هم «عامل بنیادین»
بى سرزمینى فلسطینیان هنوز ادامه داشت.

۱- کشورها
رودرروى کشورها

محو
اسرائیل از تعاملات منطقه اى به سختى مى توانست مناسبات دوستانه عربى را تقویت کند. عقب نشینى قدرت هاى استعمار گر بریتانیا
و فرانسه در اواسط قرن بیست مجموعه
اى از کشورهاى عربى تازه تاسیسى را از خود به جا گذاشت که هر یک به دنبال بازترسیم نقشه منطقه بودند. سوریه از روزهاى
اولیه استقلال ادعاى ارضى خود بر لبنان را مطرح
کرد. در سال ۱۹۷۰ تنها قدرت نظامى اسرائیل بود که دمشق را از
حمله به اردن و به
بهانه حمایت از قیام فلسطینیان بازداشت. در طول سال هاى دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مصر ناصرى خود را مظهر پان عربیسم مى دانست و در
خلال سال هاى دهه ۱۹۶۰ به مداخله در یمن پرداخت. جانشین ناصر، انور سادات در اواخر
دهه ۱۹۷۰ گرفتار درگیرى هاى جسته گریخته با لیبى بود. سوریه در سال ۱۹۷۶ به سوى لبنان پیشروى کرد و به گونه موثرى این کشور را ۱۵ سال بعد
ضمیمه خود کرد و عراق دو جنگ را به هم کیشان مسلمان خود آغاز کرد: با ایران در سال ۱۹۸۰ و با کویت در سال ۱۹۹۰. جنگ با
ایران طولانى ترین جنگ
متعارف قرن بیست بود. هیچ کدام از این مناقشات به درگیرى اسرائیل و فلسطینیان ارتباطى ندارد. در واقع محو اسرائیل امکانات
نظامى را براى استفاده در چنین رقابت هاى
داخلى آزاد خواهد کرد.

منبع:
فارین پالسى







آرام ولی
پرشتاب / Star- ledgar

تاریخ :
یکشنبه، 27 دی ماه ، 1383

موضوع :
سیاست

آرام ولی پرشتاب

تحلیلی
به روابط تازه ایران و عراق

نویسنده: Star- ledgar

مترجم: احمد هاشمی

منبع:
روزنامه همشهری 28/10/1382



هادی زینالی هرگز موفق به دیدن پدرش صمد نشد، صمد در
اثر استنشاق گازهای سمی در طول جنگ ایران-
عراق و توسط ارتش صدام حسین کشته شد.

ولی دو
هفته پیش این دانش آموز ۱۷ ساله دبیرستانی به همراه تعدادی از دوستان خود به زیارت اماکن مذهبی عراق رفت.
او و دوستانش
با یک اتوبوس فرسوده به گشت و گذار در عراق پرداختند و حتی به مناطق دوردست در شمال عراق مانند سامرا مسافرت کردند. در طول
راه آنها با استفاده از زبان عربی به شکل
دست و پا شکسته به جای زبان فارسی خود، دوستانی در بین جوانان عراقی پیدا کردند .

او می
گوید که هیچ خصومتی نسبت به ملتی که پدر او را کشته اند ندارد. او می گوید «من از شخصی بنام صدام بخاطر اینکه
پدرم را از من جدا کرد، عصبانی هستم. من از عراقیها عصبانی نیستم ، در واقع آنها
برادران مسلمان ما هستند.»

سقوط
صدام افقهای
جدید و فصلی پیش بینی نشده در روابط ایران و عراق گشوده است، تغییری که می تواند برای خاورمیانه و ایالات متحده معانی
پایداری به همراه داشته باشد. جالب اینکه
برخی تحلیلگران در آمریکا و غرب می گویند در حالی که نجات نهایی از کابوس صدام حسین بغداد را از دیگر متحدان عرب امریکا
مانند عربستان سعودی، قطر و اردن دور خواهد
کرد، این امر می تواند منجر به تقویت روابط ایران و عراق گردد.

خوان کول استاد تاریخ در دانشگاه میشیگان و کارشناس
مسائل خاورمیانه می گوید: دستگیری صدام روند به
حاشیه رانده شدن عربهای سنی را تکمیل خواهد کرد.



فاصله
گرفتن از واشنگتن

کول می
گوید به نظر می آید امور به طور قطع در دست شیعیان و کردها است که رهبران این دو گروه شدیدا طرفدار ایران
هستند. نتیجه نهایی سرنگونی و دستگیری صدام
ممکن است به آشتی بغداد و تهران و دور شدن آن از ریاض، دوحه و امان منجر شود.

از
سرگیری ناگهانی و انفجاری مسافرت زائران ایرانی به شهرهای مذهبی عراق یعنی کربلا، نجف، کاظمین و سامرا - توسط هزاران
ایرانی که بعضا به قاچاقچیان و یا برگزارکنندگان
تورهای مسافرتی مبالغی را پرداخت می کنند تا آنها را از مرز بگذرانند- تنها، محسوسترین تغییر دوره جدید است.

در پشت
این صحنه ها، وعلیرغم خصومت ۲۵ ساله ایران و عراق، این دو کشور همسایه اقدام
به احیای پیوندهای اقتصادی و سیاسی
خود به شکلی بی سروصدا ولی پرشتاب نموده اند. ایران که از زمان انقلاب ۱۹۷۹ توسط حکومت مذهبی اداره می شود، در تابستان گذشته، فقط چند روز پس از شکل گیری
و اعلام
موجودیت شورای حکومت انتقالی عراق، سریعاً نماینده رسمی خود را به سوی شورا فرستاد و به طور موثری اولین کشور اسلامی بود
که این دولت مورد حمایت آمریکا را به رسمیت
شناخت. شورای حکومتی عراق اوایل ماه جاری در اقدامی که مورد تحسین ایران قرار گرفت به نفع برچیده شدن پایگاههای مخالفان مسلح
ایران (منافقین) از خاک عراق تا پایان
سال جاری رای داد. این گروه چریکی ایرانی مستقر در عراق، مخالف حکومت مذهبی ایران است.

بسیاری
از این رای شگفت زده نشدند، زیرا سه تن از چهره های بسیار با نفوذ شورای حکومتی عراق - عبدالعزیز حکیم رهبر
شیعه و رهبران کرد، جلال طالبانی و مسعود
بارزانی - در طول حکومت صدام از ایران حمایت نظامی و پناهگاه دریافت کرده اند. امیر پیور یک تحلیلگر سیاسی در شرکتی
مشاوره ای در تهران می گوید: «آنها تا حدود
زیادی به جمهوری اسلامی اعتماد دارند و این امر به نفع پیوندهای دو جانبه بین دو کشور است».

سیاستمداران
عراقی پی درپی از تهران دیدار می کنند و بسیاری - از جمله حکیم روحانی شیعه مورد حمایت ایران- دارای
دفاتری در تهران هستند. جلال طالبانی
رهبر کرد عراقی که در کنفرانسهای خبری با تسلط کامل به فارسی ظاهر می شود ۱۴ دسامبر
وارد ایران شد. پیش از او علاوی وزیر بازرگانی عراق از ایران دیدار نموده و قول داده بود در ایجاد توافقی در زمینه تجارت
آزاد بین دو کشور به مطالعه بپردازد.
وی همچنین اظهار کرده است که از صادرات خودرو ایران به کشورش استقبال می کند.

اوایل
ماه جاری، احمد چلبی، عضو شورای حکومتی عراق سفری به تهران داشت. او هم روابط دوستانه ای با رهبران ایرانی دارد ؛
اما در عین حال گفته می شود چلبی به محافظه
کاران آمریکایی که خواهان برکناری حکومت مذهبی در ایران هستند نیز نزدیک است.



همکاری
اقتصادی

ارتقاء
جایگاه چلبی در هر دولتی در آینده عراق می تواند فاصله بین اردن که متحد امریکاست و دولت
عراق را بیشتر کند. چلبی در این کشور با
اتهامات تقلب و کلاهبرداری مواجه است . کول می گوید :

«اگر چلبی
در آینده دولت
عراق حضور داشته باشد روابط با اردن پیچیده باقی خواهد ماند .»

ایران و عراق همچنین شروع به همکاریهای اقتصادی بویژه
در بخش انرژی نموده اند. صحبتهایی پیرامون
ساخت خط لوله ای بین شهرهای نفتی آبادان در ایران و بصره در عراق در جریان است. مقامات بلندپایه دو کشور گفته اند که
ایران و عراق کمیته ای برای مطالعه و بررسی
اتصال شبکه های نفت، گاز و برق یکدیگر تشکیل داده اند. مقامات عراقی - حتی آنهایی که در شورا دست چین شده اند- گفته اند،
بدون توجه به نظارت واشنگتن که ایران را به
حمایت از تروریسم و تلاش در جهت دستیابی به سلاحهای هسته ای متهم می کند، پیوندهای خود با ایران را تقویت خواهند کرد.
موفق الربیعی یک عضو شیعه شورای حکومتی ماه
گذشته به تلویزیون عرب زبان الجزیره گفت: مقامات اشغالگر و یا امریکاییها ایران را عضوی از «محور شرارت» به حساب می آورند، در
حالی که ما ایران را به عنوان شریک استراتژیک
خود می دانیم. ما خواهان ایجاد روابط توریستی، مبادلات مسافرتی و روابط فرهنگی، اقتصادی و امنیتی برای تثبیت وضعیت
مرزهایمان هستیم. ما همچنین خواستار روابط
صنعتی هستیم که با سیاست خارجیمان هماهنگ باشد.

با این همه،
دشمنیها هم به شکل عمیق
و گسترده ادامه دارد . در طول جنگ ایران و عراق در خلال سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ یک میلیون نفر از اتباع دو کشور ( و از جمله ۲۰ هزار
ایرانی در اثر گازهای خردل و
اعصاب) کشته شدند و دو کشور به حمایت خود از گروههای چریکی مخالف یکدیگر تا زمان سقوط دولت صدام توسط نیروهای امریکایی و
بریتانیایی در ماه گذشته ادامه دادند.

قومیت
عرب عراق و قومیت فارس ایران، قرن ها بر سر دشتها، استپها و صحراهای خشک منطقه کشمکش داشته اند. ولی این
روزها همه در مورد آشتی و سازش صحبت می کنند.
پیور می گوید: «تصور من این است که یک اراده قوی در دو طرف برای احیای پیوندهای دو جانبه وجود دارد».





منبع:
باشگاه اندیشه

ایران
عراق

http://www.bashgah.net/modules.php?name=News&file=print&sid=3981















منبع: روزنامه شرق http://www.sharghnewspaper.com/841006/html/world.htm

سه شنبه ۶ دى ۱۳۸۴ - - ۲۷ دسامبر ۲۰۰۵

ضدآمریکایى
ها در آمریکاى لاتین پیروز مى شوند





احمد
هاشمى: انتخابات ریاست جمهورى بولیوى چندى پیش برگزار شد و اوو مورالس توانست پیروز انتخابات این کشور ۸/۸ میلیون نفرى آمریکاى لاتین باشد.این کاندیدا در انتخابات قبلى هم در میان تعجب
همگان دوم شد. در عرصه سیاست خارجى ضدیت با برترى جویى آمریکا، ضدیت با جهانى شدن و
مخالفت با سیاست هاى صندوق بین المللى پول (IMF) ارکان اساسى اندیشه ها و برنامه
هاى مورالس را تشکیل مى دهد.کشور بولیوى که در سال ۱۸۲۵ و به
رهبرى قهرمان ملى سیمون بولیوار و در نتیجه قیام بر علیه اشغالگران اسپانیایى به استقلال دست یافته است،
تاکنون ۱۸۸ بار کودتا را تجربه کرده است. در سه سال اخیر در اثر فشارهاى اجتماعى و
سیاسى دو رئیس جمهور مجبور به برکنارى
شده اند. بى ثباتى سیاسى استفاده از ذخایر گازى ۲۵۰ میلیارد
دلارى در این کشور را
ناکارآمد کرده است و در حالى که درآمد سرانه در این کشور ۹۰۰ دلار
است حدود نیمى از
مردم با درآمد ۲ دلارى در روز گذران زندگى مى کنند. فقر
اقتصادى، تولید گیاه
کوکا را که کوکائین از آن استحصال مى شود، تبدیل به پیشه اصلى بسیارى از مردم کرده است هر چند که بر اثر فشارهاى آمریکا
محدودیت هایى براى آن ایجاد شده است.تا به
امروز، با بومیان رنگین پوست این کشور که با تولید کوکا خود را سرپا نگه داشته اند به عنوان شهروندان درجه دو برخورد شده
است.اوو مورالس که فرزند یکى از همین خانواده
هاى بومیان تولیدکننده کوکا است قول داده که وضعیت موجود را تغییر دهد. او که بر مخالفت خود با استعمار نوین و سیاست هاى
اقتصادى نولیبرال تاکید دارد درصدد ملى کردن
منابع غنى گاز طبیعى کشور و ترسیم برنامه اقتصادى مستقل از
IMF است تا وضعیت اقتصادى بخش زیادى از مردم را بهبود
بخشیده و به تبعیضات بر علیه بومیان این کشور خاتمه دهد. در بحث سیاست خارجى هم، او در
اولین سخنرانى هاى خود به انتقاد از سیاست تک
جانبه گرایى بوش پرداخته و از سیاست مستقلانه و مقاومت طلبى کاسترو رهبر کوبا در مقابل آمریکا تمجید کرده است.

• جبهه
مخالفت آمریکاى لاتین با آمریکا

با روى
کار آمدن مورالس در بولیوى حلقه جدیدى به جبهه مخالفت با سیاست هاى آمریکا و
IMF افزوده
شده است. کشور ونزوئلا که با بهره گیرى از افزایش درآمدهاى نفتى _ طبق اظهارات هوگو چاوس _ اجراى سیاست
«سوسیالیسم قرن بیست و یکمى» خود را آغاز
کرده است با همراهى کشور کوبا سیاست خارج کردن آمریکاى لاتین از جایگاه «حیاط خلوت» آمریکا را برنامه اصلى خود در سیاست
خارجى اش قرار داده است و گام هایى را در جهت ایجاد اقتصاد، سیاست خارجى و حتى رسانه
واحد و مشترک در این منطقه برداشته است.بنا
به نظر کارشناسان آمریکاى لاتین، با توجه به ایجاد موجى از مخالفت ها با برترى طلبى آمریکا که اولین پیامد آن پیروزى
مورالس در بولیوى بوده است در انتخابات ریاست
جمهورى پرو در آوریل ۲۰۰۶ شانس پیروزى ملى گرایى ضدامپریالیست، «اولینتا
هو مالا»
بسیار بالا ارزیابى مى شود. در انتخابات نوامبر ۲۰۰۶ در
نیکاراگوئه هم رهبر جنبش
ساندینیست دانیل اورتگا بخت اول پیروزى را دارا است. این در حالى است که گفته مى شود در انتخابات ریاست جمهورى مکزیک در
جولاى ۲۰۰۶ مانوئل لوپز اوبرادو نامزد چپ ها داراى شانس بالایى براى پیروزى است.به نظر
مى رسد در اثر موجى که در آمریکاى لاتین و
در واکنش به سیاست هاى بوش و سیاست هاى اقتصادى
IMF ایجاد
شده است جبهه مخالفت
با آمریکا در حال به دست گرفتن قدرت در این کشورها است. حتى در کشورهاى بیشتر لیبرال از قبیل برزیل و آرژانتین هم
مخالفت با لیبرال سازى اقتصادى از نوع آمریکایى
شتاب گرفته و سیاست هاى بومى و مستقل از
IMF در پیش
گرفته شده است، به طورى که
برزیل اعلام کرده تمامى بدهى هاى خود را به
IMF یکجا
پرداخت خواهد کرد.روند فزاینده
مخالفت با سیاست هاى مداخله جویانه جورج بوش در آمریکاى لاتین در حال برهم زدن ساختار و نظم موجود در این منطقه حیاتى
براى ایالات متحده است. اگر پیش از این آمریکا
فقط نگران تحولات داخلى در همسایه جنوبى خود (کوبا) بود اکنون باید این نگرانى را به کل منطقه تعمیم دهد.









http://www.sharghnewspaper.com/830911/html/europe.htm#s144066

روزنامه
شرقِِ- چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳



نگاه
روزنامه نگار

جدى شدن بحث اروپاى چندفرهنگى



جنجال ها
و واکنش هاى ایجاد شده به علت قتل چندى پیش تئو ون گوگ فیلمساز هلندى توسط یک مسلمان بنیادگراى
مراکشى از هلند به سراسر اروپا گسترش
یافته است. آنگونه که دیتر وایفلسپاتس نماینده سوسیال دموکرات مجلس آلمان اظهار مى دارد: «امروزه هلند خود را در سراسر
اروپا حس مى کند»، به ویژه در آلمان. آلمان ها
نگران سرایت «حادثه ون گوگ» به کشور خود هستند. در روزهاى اخیر حمله به برخى مساجد، سخنان تحریک آمیز امامان جماعت،
بیانات خصمانه سیاستمداران و مطبوعات دست
راستى در آلمان منجر به برخى تنش ها در بین جوامع مسلمان و مردم آلمان شده است.

حکومت
هلند و سازمان هاى مربوط به جامعه مدنى و
NGOها در
این کشور به تلاش خود براى
حفظ فضاى سالم و آزاد و برابر و توأم با رضایت متقابل بین مهاجران و هلندى ها ادامه مى دهند و درصددند تا اثبات کنند که
هنوز کشورشان از جمله معدود کشورهایى است که
به مفهوم چندفرهنگى بودن باور دارد و به این ویژگى خود مى بالد. افراد نسل دوم و سوم مهاجر هلندى نیز براى حفظ ویژگى
چندفرهنگى بودن کشورشان به فعالیت و همکارى
گسترده با دولت هلند پرداخته اند.

در آلمان
و دیگر کشورهاى مهاجرپذیر اروپاى
غربى نیز مفاهیم «چندفرهنگى گرى» و «همگرایى» از جمله مباحث مطرح امروز بین مردم و نخبگان است.

صدراعظم
آلمان گرهارد شرودر اظهار مى دارد که اجازه نخواهد داد در کشورش مسئله «برخورد فرهنگى» رخ دهد و
جمعیت هاى مسلمان این کشور نیز باید با جامعه
آلمان ادغام و همگرا شوند. منظور وى از جمعیت هاى مسلمان بیشتر اقلیت چندمیلیونى ترک مقیم آلمان است که برخى از آنها
چندین نسل است که در آلمان زنندگى مى کنند.

با این
وجود محافل محافظه کار و دست راستى افراطى در آلمان حادثه ون گوگ در هلند را به عنوان الگو نشان داده و
خواهان سختگیرى هاى بیشتر بر جمعیت هاى مسلمان
خود هستند. لارنز میر دبیرکل حزب دموکرات مسیحى معتقد است که آلمان به علت جمعیت مسلمان خود به روى انبارى از باروت نشسته
است. تمامى کشورهاى اروپاى غربى و در راس
آنها کشور آلمان که از نیمه دوم قرن گذشته میلادى درهاى خود را به روى مهاجران خارجى باز کرده اند امروزه با مشکل
«چندفرهنگى گرایى» و «همگرایى» در داخل کشورشان
مواجه هستند.

علت اصلى
این مشکل در اینجاست که این کشورها اساساً به خارجیان مهاجر به چشم «کارگر میهمان» و یا آن
طور که آلمان ها مى گویند
-gastarbeiter- مى نگرند که باید روزى به کشور خود بازگردند و اجازه نمى دهند که جمعیت هاى مسلمان در جامعه پذیرنده آنها ادغام
شوند. بدین علت مهاجران خارجى در آلمان و
دیگر کشورهاى اروپایى هنوز هم به عنوان افراد منسوب به «جامعه موازى» به حساب مى آیند. وضعیت پیش گفته در آمریکا به
گونه دیگرى است و مهاجر آمریکایى تفاوت فاحشى با
همتاى اروپایى خود دارد. کسانى که به آمریکا مهاجرت مى کنند نه با هدف بازگشت که با هدف اقامت و تبدیل شدن به بخشى از
ملت آمریکا به این کشور سفر مى کنند و به
همین سبب همگرایى آنها سریع تر و راحت تر انجام مى پذیرد. مقامات آمریکایى و به طور کلى ملت آمریکا هم «چندگانگى» فرهنگى،
قومى و مذهبى را پذیرفته اند.

ساموئل
هانتینگتون (نویسنده معروف «برخورد تمدن ها») در اثر جدیدش تحت عنوان «ما کیستیم» توضیح مى دهد که چگونه «روح
آمریکایى» به رغم امواج بزرگ مهاجرت به
آمریکا حفظ شده است و «دوفرهنگى بودن» و حس «میهن پرستى» در یکجا جمع شده است. ولى با این وجود همانطور که شخص هانتینگتون هم
اذعان مى دارد پس از تحولات ۱۱ سپتامبر آمریکائیان هم وارد مبحث «هویت یابى» و پرسش از کیستى خود شده اند. به عبارت دیگر، اینکه مفهوم «چندفرهنگى بودن» بر
کشورها حکم خواهد راند یا مفهوم «تک ملیتى
بودن» در آینده مباحث فکرى فرهنگى اروپا تعیین کننده خواهد بود که در آینده بیشتر خود را نشان خواهد داد.











http://www.sharghnewspaper.com/841015/html/world.htm

روزنامه شرقِِ- پنجشنبه ۱۵ دى ۱۳۸۴ - - ۵ ژانویه ۲۰۰۶

نگاه

الفباى
لاتین براى کردها

احمد
هاشمى

سقوط
رژیم بحث ها و گمانه زنى هاى بسیارى را پیرامون آینده سیاسى و جایگاه و نوع چینش نیروها و ساختار
قدرت به دنبال آورد. یکى از مباحثى که تا به
امروز در صدر مباحث و نگرانى هاى منطقه اى بوده است، موضوع کردها در شمال عراق است.

کشورهاى
همسایه و به ویژه ترکیه به تحولات عراق پس از صدام با شک و تردید نگریسته و نگرانى و دغدغه هاى امنیتى خود
را از این بابت مخفى نکرده اند. واقعیت
این است که هرگونه تحولى در شمال عراق محدود به کردستان عراق نبوده و تاثیرات خود را بر منطقه و به ویژه ترکیه،
ایران و سوریه _ با جمعیت قابل ملاحظه اقلیت
کرد _ خواهد گذاشت. آنچه به این نگرانى ها دامن مى زند، روابط تنگاتنگ و اتحادگونه کردهاى این خطه از عراق با قدرت هاى
خارجى به ویژه آمریکا و اسرائیل است که احتمالاً
خواب هایى را براى تغییر حاکمیت کشورهاى منطقه دیده اند.ملى گرایى کردى که در واکنش به جریانات ناسیونالیستى دیگر ملت
هاى عمده خاورمیانه از قبیل ملى گرایى
عربى در عراق و ملى گرایى ترکى در ترکیه گرایش قابل توجهى به رادیکالیسم دارد، با ولع زیادى خواهان پررنگ کردن تمایزات
خود از دیگر قومیت هاى منطقه (بیگانه سازى)
است.کردهاى عراق براى رسیدن به این هدف (بیگانه سازى) در گذشته گام هاى چندى برداشته اند.به عنوان مثال با اصرار کردها و با
حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت هاى غربى و
به ویژه آمریکا در قانون اساسى جدید عراق منطقه کردستان داراى پارلمان، زبان، دولت و پرچم خاص خود است. قانون اساسى
عراق همچنین وجود دو ملیت عرب و کرد و دو زبان
عربى و کردى را در این کشور به رسمیت مى شناسد. علاوه بر اینها رهبران کرد بارها اعلام کرده اند که اجازه ورود ارتش عراق
به منطقه کردستان و همچنین اجازه نصب پرچم
عراق در این منطقه را به دولت مرکزى بغداد نخواهند داد.

این
فرآیند روند واگرایى
بین عراق و منطقه کردستان را بیش از پیش افزایش داده، به طورى که منطقه کردنشین جزیى از جهان عرب و عضو اتحادیه عرب
نیست. (جالب اینجا است که وزیر خارجه کردتبار
عراق مجبور به شرکت در بسیارى از نشست هاى عربى و به ویژه اجلاس عرب مى شود _ زیرا وزارت خارجه به عنوان سهم
کردها در نظر گرفته شده است.) ولى آنچه فرآیند واگرایى را شتاب خواهد داد، مسئله تغییر الفباى
کردى از عربى به لاتین است که چندى است به
طور جدى در محافل سیاسى کردستان عراق مطرح شده است.در اولین مرحله دولت بارزانى کار آموزش الفباى لاتین به ۸۰۰ معلم کرد را به انجام رسانده است و طبق برخى اخبار به زودى آموزش الفباى لاتین توسط این
معلمان در پنجاه مدرسه آغاز خواهد شد.این
تغییر الفبا گرایش هاى ایدئولوژیک و وابستگى هاى سیاسى رهبران کردها را منعکس مى کند. تغییر حروف الفباى عربى به لاتین
در زبان کردى از انفکاک سیاسى منطقه کردستان
از تمامیت عراق فراتر خواهد رفت و به معنى جدایى کردها از چارچوب تمدنى اسلامى است که آن را با عرب ها و دیگر اقوام
عمده سهیم هستند و بدین ترتیب تغییر الفبا به
مفهوم جدایى کردها از میراث چندصدساله اى که تاریخ، فرهنگ و هویت آنها را شامل مى شود، خواهد بود.با دگردیسى فرهنگى
کردهاى عراقى که بدین وسیله با فرهنگ منطقه
بیگانه شده ولى به شکل قشر نخبه پرنفوذى درمى آیند یکى از مهم ترین خواسته هاى غرب براى همگرایى بیشتر آن منطقه با خود در
منطقه آشوب زده و بى ثبات خاورمیانه برآورده
خواهد شد.به عبارت دیگر تغییر الفباى شمال عراق و به دنبال آن جدایى از تعلقات فرهنگى گذشته خود و خاورمیانه در عمل
تاثیرات ژرف ترى از تجزیه سیاسى پدید خواهد
آورد.با این فرآیند که ارتباطات فرهنگى و معنوى کردهاى عراق با منطقه قطع خواهد شد، دیگر ضرورت و امکانى براى باقى ماندن
آنها در چارچوب تمامیت ارضى عراق وجود
نخواهد داشت زیرا نمى توان یک واحد سیاسى را از تعلقات و چارچوب فرهنگى آن جدا نگریست.همانند دیگر ملى گرایان منطقه، ملى
گرایان کرد هم عمدتاً به بخش غرب گراى جامعه
کرد تعلق دارند. جریانات ملى گرا در خاورمیانه که واگرایى از فرهنگ و تمدن اسلامى و بازگشت به هویت هاى باستانى و همگرایى
با فرهنگ عربى را در پیش مى گیرند، به طور
همزمان راه را براى تجزیه و جدایى هموار مى کنند. تاریخ معاصر نشان داده است که این جریان درگیرى داخلى، آشوب و خصومت را به
دنبال خود به همراه داشته است. پروژه
«بیگانه سازى» که در شمال عراق در جریان است نیز به سختى مى تواند فارغ از این پیامدهاى مخرب باشد.









http://www.sharghnewspaper.com/830916/html/polit.htm#s146514

روزنامه شرقِِ- دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۳ - ۲۳ شوال ۱۴۲۵ - ۶ دسامبر ۲۰۰۴

تفسیر سیاسى

تصویرى
از عراق پیش از انتخابات

احمد هاشمى

برگزارى
انتخابات عراق در تاریخ
۳۰ ژانویه ۲۰۰۵ تثبیت
شد که در صورت تحقق آن زمامداران جدید عراق را تعیین خواهد کرد. جداى از بحث تحقق و عدم تحقق این
انتخابات، سلامت برگزارى آن در شرایط اشغال و
آشوب کنونى خالى از بحث و جنجال نخواهد بود. همچنین دیگر عاملى که بر مشروعیت انتخابات آتى عراق سایه افکنده است
مسئله گرایش عرب هاى سنى به تحریم آن است که
اخیراً توسط برخى رهبران آنها اعلام شد. علاوه بر عرب هاى سنى برخى گروه هاى ناراضى دیگر و از جمله ترکمن ها نیز تهدید به
تحریم انتخابات آینده کرده اند.

با توجه به نگرانى اکثر کشورهاى همسایه عراق شامل
کشورهاى عربى و ترکیه از عدم مشارکت عرب هاى
سنى، انتخابات پیش رو وضعیت بغرنجى به خود خواهد گرفت. زیرا کشورهاى عرب منطقه و ترکیه به طور سنتى از قدرت یافتن
شیعیان و کردها در عراق بیمناک بوده اند و در عراق چه در تاریخ کوتاه موجودیت و استقلال
خود و چه در دوره حاکمیت عثمانى ها، عرب هاى
سنى حکمرانى را در انحصار خود داشته اند. در این میان فقط ایران است که از حضور پررنگ کردها و شیعیان استقبال خواهد کرد،
دولت هاى عرب همسایه عراق با توجه به جمعیت
اقلیت شیعه خود از قدرت یابى شیعیان در عراق احساس خطر مى کنند. اظهارات چندى پیش عبدالله گل وزیر خارجه ترکیه هم در مورد
ضرورت حضور عرب هاى سنى در انتخابات و ساختار
آینده قدرت عراق حکایت از نگرانى این کشور از عدم حضور عرب هاى سنى در انتخابات آتى عراق دارد.

نگرانى
آنکارا و پایتخت هاى عربى از عدم حضور عرب هاى سنى در انتخابات بدین دلیل است که با خالى کردن
عرصه توسط آنها ائتلافى از عرب هاى شیعه +
کردها قدرت را در آینده عراق به دست خواهند گرفت و دولت هاى منطقه بر این باورند که در صورت پیش آمدن چنین وضعیتى تعادل
قدرت بین گروه هاى مختلف در عراق برهم
خواهم خورد که فقط ایران از این وضعیت خشنود خواهد بود، در حالى که ترکیه از نادیده گرفتن ترکمن ها و قدرت یابى کردها
ناراضى است و کشورهاى عربى نیز از نقض شدن اصل حاکمیت سنى ها در بین ملت هاى عرب خشمگین
خواهند شد. بنابر برخى گمانه زنى هاى بعضى از
محافل عراقى، در صورت برگزارى انتخابات در شرایط اشغال و آشوب کنونى حکومتى که از صندوق هاى راى بیرون خواهد آمد بدین شکل
تخمین زده مى شود: احتمالاً آقاى «جعفرى»
رئیس حزب الدعوه اسلامى به عنوان نخست وزیر برگزیده خواهد شد. دیگر رهبران شیعه عراق نیز معتقدند که جعفرى به علت عدم
رابطه اش با آمریکایى ها فرد شایسته اى است و
بدین دلیل او همچون «سیستانى» و «صدر» داراى حمایت مردمى گسترده اى در میان شیعیان است. پس از جعفرى و کاندیداى مورد حمایت
آیت الله سیستانى دیگر افراد برجسته براى
اشغال مناصب بالاى حکومتى آینده عراق عبارتند از: «بارزانى» رهبر حزب دموکراتیک کردستان و «طالبانى» رهبر اتحادیه
میهنى کردستان عراق. همچنین «غازى الیاور»
رئیس کنونى عراق نیز با حمایت عرب هاى سنى میانه رو شرکت کننده در انتخابات خواهد توانست نقشى در آینده ساختار حکومتى عراق
به خود اختصاص دهد. به طور کلى به نظر مى
رسد که در پایان انتخابات گروهى متشکل از ائتلاف شیعه+ کرد قدرت را به دست خواهند گرفت. به ویژه در شمال عراق بر اثر
فعالیت گروه هاى کرد در استان هاى «اربیل،
دهوک و سلیمانیه» به غیر از احزاب اتحادیه میهنى و دموکرات کردستان امکان فعالیت براى حزب دیگرى وجود ندارد. در استان
هاى کرکوک و موصل به جز حزب دموکرات و اتحادیه
میهنى کردستان، ورود جبهه ترکمن هاى عراق و حزب اسلامى کردستان، حزب کمونیست و حزب سوسیالیست به مبارزات انتخاباتى
قطعى به نظر مى رسد. در کرکوک که ترکمن ها
مدعى آن هستند کشمکش هایى وجود دارد و «آیدین بیاتلى» رهبر ترکمن هاى عراق بر این نظر است که «ساختار قومى و جمعیتى
(دموگرافیک) در منطقه به نفع کرد ها در حال برهم
خوردن است و در اطراف کرکوک شهرک ها و چادر هاى جدیدى در حال ایجاد است که در بین اهالى آنها برگه هاى انتخاباتى توزیع
شده است در حالى که این برگه ها به محله هاى
ترکمن نشین کرکوک نرسیده است.» ترکمن هاى کرکوک و تل عفر نیز به ائتلاف با شیعیان گرایش دارند. در پایان ژانویه ۲۰۰۵ شاهد سه نوع انتخابات در عراق خواهیم بود:

۱-انتخابات
سراسرى.

۲-انتخابات
محلى.

۳-انتخابات
شمال عراق (کردستان عراق).

این
انتخابات در یک روز و به طور همزمان انجام خواهد شد که طى آن مقامات ملى و محلى به همراه ۲۷۵ عضو
پارلمان آتى عراق انتخاب خواهند شد.







http://www.sharghnewspaper.com/840616/html/world.htm#s293526

روزنامه
شرقِِ- چهارشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۴ - -
۷ سپتامبر
۲۰۰۵

دولت
آمریکا و فرداى
کاترینا

احمد
هاشمى

«کاترینا»
یکى از انواع توفان هاى گردبادى قدرتمند است که شدیدترین نوع آن در سال ۱۹۷۰ _ هاریکن بنگلادش _ ۵۰۰ هزار
نفر را کشت. در حالى که
آمار قربانیان کاترینا حدود ۱۰ هزار
نفر تخمین زده مى شود خسارات وارد شده هم ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است و بیش از یک
میلیون نفر منطقه را ترک کرده اند. کاترینا
ضمن غرق کردن ۵۷ کشتى نفتى ایالات متحده قیمت فرآورده هاى نفتى
را در این کشور ۲ تا ۳ برابر
افزایش داده و همچنین خطر بیمارى هاى واگیردار، با توجه به وجود پراکنده اجساد قربانیان در سطح شهر بسیار جدى
است.

پیش بینى
وقوع توفان از یک هفته قبل
توسط کارشناسان امر اعلام شده بود زیرا که این منطقه توفان خیز با حوادثى اینچنینى بیگانه نیست ولى مقامات آمریکایى فکر
نمى کردند توفان بتواند دیواره ساحلى و سدهاى
اطراف شهر نیواورلئان را تخریب کرده و در سطح گسترده اى شهر را زیر آب برده و اکثر خانه ها را ویران سازد.

از نظر
مردم مشکل اساسى تاخیر دولت مرکزى آ مریکا در وارد عمل شدن و رسیدگى به توفان زده ها است
که انتقادات شدیدى را متوجه دولت بوش ساخته
است و انبوه سیاهان نیواورلئان در مقابل دوربین هاى تلویزیونى فریاد برمى آورند که بوش عراق را رها کند و فکرى به حال
آنها کند. اقلیت سفید این شهر ۴/۱ میلیون نفرى _ که ۷۰ درصد آنان را سیاهان تشکیل مى دهند _ طبقه
متوسط و بالاى شهر را تشکیل
مى دهند و اکثراً شهر را تخلیه کرده بودند در نتیجه بیشتر قربانیان از سیاهان هستند. هنوز یک سالى از حادثه مرگبار
سونامى در آسیا نمى گذرد که در خلیج مکزیک و
در سه ایالت جنوب شرقى آمریکا و به خصوص نیواورلئان فاجعه مشابه دیگرى به وقوع پیوسته است. شهر نیواورلئان به علت معمارى
و فرهنگ اروپایى خود براى گردشگران داراى
جاذبه است زیرا زمانى به دولت هاى فرانسه و اسپانیا تعلق داشته و بدین جهت لقب «اروپایى ترین شهر» آمریکا را با خود به
همراه دارد. ولى هم اکنون این شهر وضعیت
فاجعه بارى را مى گذراند:

در بیمارستان
ها وضعیت آب و برق و وسایل نقلیه مختل
است، درماندگى و عمق فاجعه به حدى است که گویا اینجا اعماق آفریقا است، چه اکثر ساکنان و باقى ماندگان شهر هم سیاهپوست
هستند و کمتر نشانى از صنعتى ترین و ثروتمندترین
کشور جهان در آن دیده مى شود. سطح آب ها در نیواورلئان تا ۶ متر
بالا آمده است
و قتل و تجاوز به عنف در جریان است.

پلیس
قادر به جلوگیرى از غارتگرى نبوده و
اشرار و اوباش مسلح در سطح شهر به جنایت و عرض اندام مى پردازند. فرماندار مى سى سى پى بزرگى تراژدى کاترینا را به
بمباران اتمى هیروشیما در ۶۰ سال پیش
تشبیه کرده
است. این فاجعه که در منطقه جهان سوم آمریکاى ثروتمند به وقوع پیوسته «شرمسارى ملى» براى دولت بوش به همراه داشته است. این
حوادث در کشورى رخ داده اند که ابرقدرت تکنولوژى
و علمى جهان است. کشورى که به بهانه حمایت از اقتصاد و صنعت شکوفاى خود از امضاى «معاهده کیوتو» سر باز زده و در جهت
ممانعت از روند روزافزون افزایش دماى کره زمین که تعادل زیستى را بر هم مى زند هیچ
اقدامى به عمل نیاورده است.

بنابر محاسبات آژانس فضایى اروپا (ESA) وسعت سوراخ لایه ازن از سال ۲۰۰۰ به این سو به بیشترین میزان خود و به اندازه قاره اروپا
رسیده است که اصلى ترین عامل این افزایش مربوط به گازهاى گلخانه اى است که آینده حیات
بشرى را با خطر مواجه ساخته است، گازهایى
که آمریکاى صنعتى اصلى ترین تولیدکننده آن است زیرا که بیش از نیمى از انرژى جهان را مصرف مى کند. در منطقه
نیواورلئان که از مراکز توریستى محسوب مى شود طبیعت دچار دستکارى هاى زیادى شده است. مناطق
جنگلى مورد استفاده و تخریب واقع شده و بهره
بردارى بى رویه از آب رودخانه مى سى سى پى دلتاى مى سى سى پى را دستخوش تغییر کرده است. ارمغان شوم افزایش آسیب لایه
ازن، از بین بردن جنگل ها و تغییر جریان
هاى آبى اقیانوس، هموار کردن مسیر براى بلایاى طبیعى و از آن جمله توفان کاترینا و خلع سلاح بشر در مقابل این بلایا است.

• کاترینا
و کوتاهى دولت بوش

در سال ۱۹۹۵ و به دنبال کشته شدن ۶ تن در
نتیجه سیلى که در منطقه به وقوع پیوست از
بودجه فدرال مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار براى ایجاد صندوق مبارزه با حوادث
طبیعى مثل
توفان در این منطقه ساحلى اختصاص داده شد. اما به بهانه اشغال عراق این مبلغ از سال ۲۰۰۴ به
میزان ۴۰ میلیون دلار کاهش یافت ولى در همین زمان دولت
بوش براى پیوند دادن
ایالت آلاسکا به جزیره اى خالى از سکنه در نزدیکى آن دستور ساخت پلى به مبلغ ۲۳۰ میلیون
دلار از بودجه ویژه را صادر کرد. در حالى که اکنون ضررهاى مادى حوادث کاترینا به ۱۰۰ میلیارد
دلار بالغ شده است. از دیگر موارد انتقاداتى که متوجه بوش است عدم اقدام به موقع و سریع پس از وقوع حادثه
بوده است به طورى که ۴ _ ۳ روز پس از وقوع حادثه اولین گروه هاى امداد و نجات
وارد محل شدند. پیشتر هم اشاره شد که دولت بوش
به بى اعتنایى به محیط زیست و نادیده گرفتن قوانین زیست محیطى و در عوض افزایش بودجه دفاعى و نظامى متهم است. از جمله
اینکه پیمان کیوتو که توسط دولت کلینتون
مورد پذیرش و براى تصویب نهایى به کنگره آماده شده بود در دولت بوش به کنارى نهاده شد و بوش از امضاى آن خوددارى کرد
و مانند دوران مک کارتیسم و با طرح بهانه
هاى امنیتى به هشدارها و نگرانى هاى شخصیت هاى دانشگاهى و علمى وقعى نهاده نشد. همچنین اعتبارات و پژوهش هاى مربوط به
مسائل زیست محیطى به حاشیه رانده شدند.

از دیگر
اقدامات بوش از افزایش هزینه هاى نظامى و کاهش بودجه بخش هاى دیگر و از جمله محیط زیست اینکه پنج هزار سرباز
«واحدهاى محافظ ملى» در منطقه نیواورلئان که براى مقابله با وضعیت هاى اینچنینى تربیت
شده بودند در هنگام وقوع فاجعه در قالب آنچه که
بوش «ارتش آزادى بخش» مى نامد در بغداد به سر مى بردند و از این تعداد حدود ۳۰۰ نفر پس
از ۴ روز تاخیر از عراق به نیواورلئان بازگشته اند.

• شوک نفتى کاترینا

روزنامه
نیویورک تایمز در مقاله اى در شماره ۴ سپتامبر
۲۰۰۵ به تاثیرات کاترینا بر قیمت نفت پرداخته است و در آن اشاره
مى کند که نفت در ساعات شب ۵۰ درصد یا بیشتر افزایش مى یابد. رئیس جمهور خواهان
صرفه جویى در مصرف انرژى در خانه ها و حذف
رانندگى هاى غیرضرورى شده است. اقتصاددانان هشدار مى دهند که افزایش هزینه هاى انرژى مطمئناً رشد اقتصاد را کاهش و حتى ممکن
است آن را کاملاً متوقف کند.» نویسنده روزنامه
سپس به مقایسه وضعیت فوق با دوران تحریم نفتى اعراب در ۳۰ سال پیش
مى پردازد
که پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل موسوم به یوم کیپور به وقوع پیوست. دانیل یرگین هم که برنده جایزه پولیتزر است
معتقد است شباهت هاى زیادى بین وضعیت کنونى
اقتصادى و انرژى آمریکا و سال ۱۹۷۳ وجود
دارد. جان فلمى اقتصاددان برجسته در موسسه
نفتى آمریکا نیز بر این نظر است که «ما در وضعیت ناشناخته اى قرار داریم، ما وضعیت اینچنینى را پس از سال هاى ۱۹۸۰ مشاهده نکرده ایم.» او در واقع به شوک نفتى دوم که با سقوط رژیم شاه و استقرار جمهورى
اسلامى در ایران و آغاز جنگ هشت ساله عراق
علیه ایران شروع مى شود اشاره مى کند که قیمت هر بشکه نفت به حدود ۴۰ دلار رسید که معادل ۸۶ دلار
کنونى است.

اما این
بار مشکل اصلى آمریکا پالایشگاه هاى نفتى است
که پس از توفان کاترینا در تامین فرآورده هاى نفتى دچار مشکل شده اند. از سال ۱۹۷۶
پالایشگاه هاى جدیدى در ایالات متحده ساخته نشده اند و تعداد پالایشگاه هایى که بیش از ربع قرن پیش ساخته شده اند به
نصف تقلیل یافته و به رقم ۱۴۹ عدد رسیده است. این درحالى است که در دوره زمانى
مشابه مصرف بنزین در آمریکا ۴۵ درصد افزایش یافته و به ۵/۹ میلیون
بشکه در روز رسیده است. لذا با توجه به اینکه بسیارى از تاسیسات و پالایشگاه هاى نفتى آمریکا که در
سواحل این کشور قرار دارند در اثر توفان
سهمگین کاترینا آسیب دیده اند. به نظر مى رسد مصرف کنندگان انرژى و به طور کلى اقتصاد آمریکا روزهاى سختى را پیش رو داشته
باشند زیرا که بحران هاى انرژى ۱۹۷۳ و ۸۰- ۱۹۷۹ وابسته و شکننده بودن اقتصادهاى صنعتى به نفت
را آشکار ساخته اند.







http://www.sharghnewspaper.com/840523/html/world.htm

روزنامه
شرقِِ- یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ - - ۱۴ اوت ۲۰۰۵

یادداشت

وهابیت و مدرسه هاى پاکستانى

احمد
هاشمى

مدرسه ها
از دیر باز نقش مهمى در تحولات سیاسى-
اجتماعى جوامع اسلامى بر عهده داشته اند و به جرات مى توان گفت تا همین یکى دو قرن اخیر بیشترین سهم را در جهت دهى فکرى به
مردم این جوامع داشته و نقطه اتکاى اصلى
توده ها از منظر تغذیه فکرى- عقیدتى و سیاسى بوده اند. در اینجا مراد از مدرسه مکان هایى است که در گذشته براى پرورش و رشد و
نمو مفاهیم و عالمان دینى در جوامع اسلامى
مورد استفاده قرار مى گرفته اند که در برخى موارد با اندک تغییراتى هم اکنون نیز به حیات خود ادامه مى دهند و بعضاً نام هاى
متفاوتى را با خود به یدک مى کشند مثلاً در
ایران بیشتر به «حوزه هاى علمیه» معروف هستند و در ترکیه به مدرسه هاى «امام خطیب» و یا در کشور مصر از مدرسه دینى
قدیمى و پرنفوذ الازهر به عنوان جامعه یا
«دانشگاه الازهر» یاد مى شود. این مدرسه هاى علوم دینى در دوران معاصر با شوک حاصل از تحولات جدید مربوط به نوسازى و مدرنیته
در کشور هاى اسلامى مواجه شده و واکنش
هاى متفاوتى از خود نشان دادند. یکى از کشور هاى اسلامى که مدرسه جایگاه بسیار رفیعى را در ایفاى نقش هاى اجتماعى-
سیاسى به خود اختصاص داده کشور پاکستان است.

با حملات
تروریستى لندن مسئله «مدرسه هاى پاکستان» مجدداً به موضوع روز تبدیل شد. در این کشور برخى از مدرسه ها (در
مفهوم سنتى آن) مانند دانشگاه هاى دینى هستند و
برخى دیگر هم مانند کلاس هاى طولانى مدت آموزش قرآن. در پاکستان این مدرسه ها از دیدگاه ایدئولوژیک هم یک دست نیستند.
مدرسه هایى وجود دارند که داراى دیدگاه هاى
وهابى- سلفى و تغذیه کننده تروریسم هستند (مانند مدارس سپاه سحابه و لشکر جنگوى) و مدرسه هاى کلاسیک آموزش علوم دینى هم
بمانند آنچه که در کشور مان تحت عنوان
حوزه هاى علمیه از آنها یاد مى شود وجود دارند (مانند مدارس نهضت جعفرى شیعیان پاکستان). مدارسى هستند که از طرف حکومت
پاکستان مورد اصلاحات و تغییرات قرار
گرفته و تحت کنترل وزارت آموزش این کشور درآمده اند و دانش هاى نوینى چون ریاضیات، فیزیک و جغرافیا هم در آنها تدریس مى
شود.

در جهان
اسلام «مدرسه» به عنوان
نهاد آموزشى بسیار قدیمى مطرح است و قدیمى ترین آنها را مى توان در ایران، شبه قاره هند، ترکیه و برخى کشورهاى جهان عرب
(مصر و عراق) مشاهده کرد. اما در شبه قاره هند
(پیش از تاسیس کشور پاکستان) اولین حرکت شبه نظامى وهابى در میان مسلمانان این شبه قاره در سال هاى دهه ۱۸۲۰ و توسط «احمد بارلوى» آغاز شد. او که یک
مسلمان میانه رو
بود طى سفرى به حج خط فکرى وهابیگرى را برگزید و پس از بازگشت به هند در شهر «پاتنا» مدرسه وهابى خود را تاسیس کرد و در
سال ۱۸۲۶ علیه سیک ها اعلان «جهاد» کرد و
مریدان و پیروان خود را به افغانستان فرستاد. بدین وسیله و با کاشت بذرهاى تفکر افراطى در این کشور زمینه هاى پیدایى
طالبان در قرن بیستم فراهم شد. اما حرکت بارلوى در میان مسلمانان هند (پاکستان امروزى)
طرفداران زیادى پیدا نکرد و تفکر مدرسه
هاى اصلاح طلب و میانه رو موسوم به «دوبندى» بیشتر رایج بود و این تفکر از «مدرسه دارالعلوم» واقع در شهر «دوبند» که
وابسته به موسسات عالى آموزش دینى علماى سنى بود سرچشمه مى گرفت. یکى از ریشه هاى عمده
حرکت هاى تروریستى امروزى به مدرسه هاى
میانه رو دوبندى در آن زمان برمى گردد.

با تکیه
بر مقالات نشریه «کریستین ساینس
مانیتور» در شماره ۲۷ جولاى ،۲۰۰۵ براى
رادیکالیزه شدن مدرسه ها در پاکستان و دیگر
کشورهاى اسلامى مى توان به سه دلیل اشاره کرد: ۱- اثرات و
پیامدهاى فاکتور «جهاد»ى
که پس از اشغال افغانستان توسط روس ها و با حمایت آمریکا از مجاهدین افغان آغاز شد. ۲- همزمان
با افزایش احساسات مداخله گرانه اى که انقلاب ۱۹۷۹ ایران
ایجاد نمود (مانند
ایده صدور انقلاب) به منظور جلوگیرى از اشاعه این انقلاب شیعى فاکتور میلیتاریسم وهابى نیز تقویت شد. ۳- حمایت همه جانبه آمریکا از این دو فاکتور فوق الذکر. این نشریه، در ادامه از کتاب ریاضیات
این مدرسه ها که توسط آمریکایى ها و با هدف
مقابله با انقلاب ایران و حمایت از جهاد افغان ها بر ضد روس ها تهیه شده بود یک مثال مى آورد: «یک گلوله کلاشنیکف در هر ثانیه ۸۰۰ متر مسافت را طى مى کند. اگر یک روس در فاصله ۳۲۰۰ مترى یک
مجاهد قرار گرفته باشد و مجاهد سر روس را مورد هدف قرار داده باشد در عرض چند ثانیه آن روس را نقش بر
زمین خواهد کرد؟» مدرسه هاى پاکستان، خواه
افراطى، خواه میانه رو و خواه خوشبین به غرب در این دوره میلیتاریزه شدند. همان طور که این نشریه مى افزاید: در نتیجه،
کلاس هایى که توسط این مدرسه هاى جهادگر
براى میلیون ها پناهنده افغان در پاکستان تدارک دیده شده بود و حمایت از این کلاس ها توسط مدرسه هاى پاکستان و مربیانى که
از عربستان سعودى مى آمدند، همه کمک کردند تا
نظامى ترین و خشن ترین شیوه وهابى گرى وارد این مدرسه ها شود و بدین وسیله شبکه بسیار گسترده پرورش دهنده میلیتاریسم شکل
گیرد و بدین صورت بن لادن ها، عبدالله
عظام ها و ایمن الظواهرى ها با حمایت آمریکا و به عنوان مارهایى در آستین آن، پرورش یافتند. «جان اپوسیتو» (John Eposito) محقق و اسلام شناس معروف، بر
این نظر است
که در حالى که جریان فکرى دوبندى که با هدف سازگارى دادن بین اسلام سنتى و مقتضیات زندگى نوین در قرن ۱۹ به یک حرکت اصلاح طلبانه و رفرمیستى مبادرت
ورزیده بود، به
دلایلى از قبیل جنگ افغانستان، فاکتور سعودى و تشکیل جبهه وهابى براى مقابله با انقلاب ایران وهابیزه شده و به طور
روزافزونى طریق افراط در پیش گرفت و رژیم
طالبان هم از طرف «طلبه هاى» افغان که در این نوع از مدرسه هاى پاکستان آموزش دیده بودند، ایجاد شد. او چنین به ارائه آمار
مى پردازد: فقط در دوره بین سال هاى ۱۹۹۴ و ۱۹۹۹ بین ۸۰ الى ۱۰۰ هزار پاکستانى در اینگونه مدارس آموزش دیدند.
در اینگونه
مدارس، مهمتر از تعداد آموزش دیدگان، بحث روح «جهادیسم» است که جهاد را با ترور همسان مى انگارد. این روحیه است که انسان
هاى غیر نظامى و بى گناه را در حملات انتحارى
شرم الشیخ، لندن، مادرید، استانبول و نیویورک به قتل مى رساند و ترور را امرى مقدس و یا حداقل مجاز مى شمارد. با وجود
اعلام برائت دولت پاکستان از این گروه ها و
محکوم کردن حرکات و عملیات تروریستى، این سیستم آموزش دینى این کشور است که براى دولت آن و جامعه جهانى دردسرساز و بعضاً
فاجعه آفرین شده است. هرچند که بحث تروریسم
و مدرسه هایى که آن را تئوریزه مى کنند فقط محدود و محصور به این کشور نیست. به هر روى، به نظر مى رسد که موضوع
«مبارزه با تروریسم» که نومحافظه کاران کاخ سفید
به رهبرى بوش داعیه پرچمدارى آن را دارند موضوعى پیچیده و ریشه دار است و مستلزم یک مبارزه عمدتاً نرم افزارى براى تغییر
گسترده از سیستم آموزشى گرفته تا بهبود
وضعیت اقتصادى در کشورهاى مستعد تروریسم و از جمله پاکستان است. چه، تغییراتى که در بردارنده عناصر بنیادین براى تحول نباشند
ساده انگارانه بوده و در بلندمدت قادر به
گره گشایى و حل مشکلات مربوط به «تروریسم بین المللى» نخواهد بود.









http://www.sharghnewspaper.com/840518/html/world.htm#s274509

روزنامه
شرقِِ- سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴ - - ۹ اوت ۲۰۰۵



یادداشت

تعامل نوین لندن _ بلفاست

احمد
هاشمى

بریتانیا
که هنوز از شوک حاصل از عملیات تروریستى
چندى پیش لندن به خود نیامده است، شوکى دیگر ولى این بار از نوع شادى بخش را تجربه مى کند. ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA) که براى پایان دادن به موجودیت بریتانیا در ایرلند شمالى به مدت ۳۵ سال وارد نبردى مسلحانه با لندن شده بود،
اعلام کرد که
به مبارزه مسلحانه خود پایان مى دهد. گرچه پایان یافتن مبارزه مسلحانه IRA از پیشتر هم انتظار مى رفت ولى
این تحول در بحبوحه خبرهاى مربوط به جست وجو و دستگیرى برخى مسلمانان جوان عامل بمب گذارى هاى
لندن، این خبرها را تحت الشعاع خود قرار
داد. زیرا وضعیتى که پس از اعلام آتش بس توسط
IRA پیش آمده
تنها براى بریتانیا و ایرلند
داراى اهمیت نبوده، بلکه دربردارنده درس هایى براى دیگر کشورها است. کادر رهبرى
IRA که به
اعضاى خود دستور تحویل سلاح هایشان را داده است اعلام کرد که مبارزه خود را از راه هاى سیاسى و دموکراتیک پى
خواهد گرفت و دستور داد که تمامى واحدهاى IRA سلاح هاى خود را تحویل داده و
فقط رویکرد سیاسى صلح طلبانه را توسعه دهند.
تونى بلر نخست وزیر بریتانیا در ارزیابى بیانیه
IRA گفت که
این روز در جزیره ایرلند
به عنوان روزى که «صلح جاى جنگ» و به عبارت دیگر «سیاست جاى ترور» را مى گیرد، مى تواند وارد تاریخ بشود. «جرى آدامز»
رهبر شاخه سیاسى
IRA موسوم به
«شین فین» هم
این رویداد را به عنوان نقطه عطفى در جست وجو براى عدالت و صلحى پایدار در ایرلند دانست. جرى آدامز تعهد شین فین براى
تلاش در راستاى ایجاد یک ایرلند متحد را تکرار ولى اعلام کرد که مبارزات آزادیبخش ملى
از روندهاى متفاوتى مى گذرد که زمانى مقاومت
مسلحانه صورت مى گیرد و زمانى هم یگانگى و وحدت پیش مى آید و جنگ در گذشته باقى مى ماند. این رویداد در نشریات بریتانیا
مثبت ارزیابى شد و به عنوان گامى تاریخى
از آن یاد شد. به عنوان مثال در یک تفسیر از روزنامه ایندیپندنت به طور خلاصه چنین آمده است: «درس هایى که در روند
مربوط به ایرلند شمالى قابل آموختن هستند،
در مورد موضوع ضرورت چگونگى تفسیر متعصبان اسلامگرا مى تواند به عنوان الگو مطرح باشد. در گذشته بى نتیجه بودن اتخاذ سیاست
هاى سختگیرانه و نادیده گرفتن عدالت در زمینه
مبارزه با تروریسم مشاهده شده است. حکومت و قوه قضائیه براى جلوگیرى از تکرار همان اشتباهات مجبور به تلاشى پیگیر
هستند. » در مدت ۳۵ سال فعالیت سازمان
IRA که با
هدف پایان دادن به موجودیت بریتانیا در ایرلند شمالى مبارزه اى مسلحانه را آغاز کرد، نزدیک به دو هزار نفر جان خود را
از دست داده و هزاران نفر هم زخمى شدند.
ایندیپندنت معتقد است که در این مدت دولت بریتانیا متوجه شده که با استفاده از روش هاى قهرآمیز و سختگیرانه نخواهد توانست
این مسئله را حل کند. شین فین شاخه سیاسى IRA هم با گذشت زمان پى برد که با
اتخاذ مشى ترور نخواهد توانست به اهدافش برسد. در واقع هر دو طرف دیر زمانى است که از
مجراهاى مختلف با یکدیگر دیدار و گفت وگو
داشته اند و در نتیجه این دیدارها در ماه آوریل سال ۱۹۹۸ تفاهم
نامه اى در ایرلند
شمالى تحت عنوان «جمعه خوب»
(Good Friday) به امضاى
دو طرف رسید. ولى با وجود
امضاى این تفاهم نامه خونریزى ها و درگیرى هاى متعددى صورت گرفت و روند صلح به دفعات متوالى با وقفه مواجه شد ولى هدف نهایى
تغییر نیافت. حکومت انگلیس براى حل مسئله از
طریق مذاکره و گفت وگو مصمم بود. تنها مشکل مسئله تحویل سلاح
IRA و دیگر گروه هاى مسلح بود.
IRA براى این
امر آماده نبود و نمى خواست با خلع سلاح شدن ظاهرى تسلیم شده از خود بروز دهد. با گذشت زمان آتش
بس اعمال شد و براى استقرار مجدد روند صلحى که
با وقفه مواجه شده بود
IRA تصمیم به
تحویل کامل سلاح هاى خود گرفت. اکنون براى
آغاز روند جدید و تشکیل یک حکومت خودمختار با مختصات نوین در ایرلند شمالى انتظار مى رود که مجلس تعطیل شده آن بازگشایى
شود. در عین حال ارتش انگلیس هم شروع به از
میان برداشتن مراکز امنیتى و بازرسى خود در ایرلند شمالى کرده است. اکنون گام هایى که براى روند عادى سازى ضرورى هستند در
حال مشخص شدن هستند و دولت بریتانیا خود را
براى تدوین قانونى که بازگشت اعضاى
IRA به خانه
هایشان را در پاییز آینده پیش بینى
مى کند آماده مى کند. در این روند دو مسئله مهم دیده مى شود:اول فهم اینکه اختلافات و مناقشات اینچنینى با جهت گیرى هاى
توام با خشونت و فشار و سرکوب قابل حل نخواهد
بود. دوم وجود اراده سیاسى در طرفین براى حل مسئله از طریق گفت وگو و مذاکره و با روش صلح آمیز. اکنون پس از ۳۵ سال مبارزه مسلحانه رهبران دو کشور یعنى هم
نخست وزیر بلر
و هم جرى آدامز رهبر شین فین بر این نظرند که مبارزه سیاسى با رویکرد دموکراتیک و صلح آمیز تنها راه حل این مسئله
است









http://www.sharghnewspaper.com/841015/html/world.htm

روزنامه شرقِِ- پنجشنبه ۱۵ دى ۱۳۸۴ - - ۵ ژانویه ۲۰۰۶

نگاه

الفباى
لاتین براى کردها

احمد
هاشمى

سقوط
رژیم بحث ها و گمانه زنى هاى بسیارى را پیرامون آینده سیاسى و جایگاه و نوع چینش نیروها و ساختار
قدرت به دنبال آورد. یکى از مباحثى که تا به
امروز در صدر مباحث و نگرانى هاى منطقه اى بوده است، موضوع کردها در شمال عراق است.

کشورهاى
همسایه و به ویژه ترکیه به تحولات عراق پس از صدام با شک و تردید نگریسته و نگرانى و دغدغه هاى امنیتى خود
را از این بابت مخفى نکرده اند. واقعیت
این است که هرگونه تحولى در شمال عراق محدود به کردستان عراق نبوده و تاثیرات خود را بر منطقه و به ویژه ترکیه،
ایران و سوریه _ با جمعیت قابل ملاحظه اقلیت کرد
_ خواهد گذاشت. آنچه به این نگرانى ها دامن مى زند، روابط تنگاتنگ و اتحادگونه کردهاى این خطه از عراق با قدرت هاى
خارجى به ویژه آمریکا و اسرائیل است که
احتمالاً خواب هایى را براى تغییر حاکمیت کشورهاى منطقه دیده اند.ملى گرایى کردى که در واکنش به جریانات ناسیونالیستى دیگر ملت
هاى عمده خاورمیانه از قبیل ملى گرایى
عربى در عراق و ملى گرایى ترکى در ترکیه گرایش قابل توجهى به رادیکالیسم دارد، با ولع زیادى خواهان پررنگ کردن تمایزات
خود از دیگر قومیت هاى منطقه (بیگانه سازى)
است.کردهاى عراق براى رسیدن به این هدف (بیگانه سازى) در گذشته گام هاى چندى برداشته اند.به عنوان مثال با اصرار کردها و با
حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت هاى غربى و
به ویژه آمریکا در قانون اساسى جدید عراق منطقه کردستان داراى پارلمان، زبان، دولت و پرچم خاص خود است. قانون اساسى
عراق همچنین وجود دو ملیت عرب و کرد و دو زبان
عربى و کردى را در این کشور به رسمیت مى شناسد. علاوه بر اینها رهبران کرد بارها اعلام کرده اند که اجازه ورود ارتش عراق
به منطقه کردستان و همچنین اجازه نصب پرچم
عراق در این منطقه را به دولت مرکزى بغداد نخواهند داد.

این
فرآیند روند واگرایى
بین عراق و منطقه کردستان را بیش از پیش افزایش داده، به طورى که منطقه کردنشین جزیى از جهان عرب و عضو اتحادیه عرب
نیست. (جالب اینجا است که وزیر خارجه کردتبار
عراق مجبور به شرکت در بسیارى از نشست هاى عربى و به ویژه اجلاس عرب مى شود _ زیرا وزارت خارجه به عنوان سهم
کردها در نظر گرفته شده است.) ولى آنچه فرآیند واگرایى را شتاب خواهد داد، مسئله تغییر الفباى
کردى از عربى به لاتین است که چندى است به
طور جدى در محافل سیاسى کردستان عراق مطرح شده است.در اولین مرحله دولت بارزانى کار آموزش الفباى لاتین به ۸۰۰ معلم کرد را به انجام رسانده است و طبق برخى اخبار به زودى آموزش الفباى لاتین توسط این
معلمان در پنجاه مدرسه آغاز خواهد شد.این
تغییر الفبا گرایش هاى ایدئولوژیک و وابستگى هاى سیاسى رهبران کردها را منعکس مى کند. تغییر حروف الفباى عربى به لاتین
در زبان کردى از انفکاک سیاسى منطقه کردستان
از تمامیت عراق فراتر خواهد رفت و به معنى جدایى کردها از چارچوب تمدنى اسلامى است که آن را با عرب ها و دیگر اقوام
عمده سهیم هستند و بدین ترتیب تغییر الفبا به
مفهوم جدایى کردها از میراث چندصدساله اى که تاریخ، فرهنگ و هویت آنها را شامل مى شود، خواهد بود.با دگردیسى فرهنگى
کردهاى عراقى که بدین وسیله با فرهنگ منطقه
بیگانه شده ولى به شکل قشر نخبه پرنفوذى درمى آیند یکى از مهم ترین خواسته هاى غرب براى همگرایى بیشتر آن منطقه با خود در
منطقه آشوب زده و بى ثبات خاورمیانه برآورده
خواهد شد.به عبارت دیگر تغییر الفباى شمال عراق و به دنبال آن جدایى از تعلقات فرهنگى گذشته خود و خاورمیانه در عمل
تاثیرات ژرف ترى از تجزیه سیاسى پدید خواهد
آورد.با این فرآیند که ارتباطات فرهنگى و معنوى کردهاى عراق با منطقه قطع خواهد شد، دیگر ضرورت و امکانى براى باقى ماندن
آنها در چارچوب تمامیت ارضى عراق وجود
نخواهد داشت زیرا نمى توان یک واحد سیاسى را از تعلقات و چارچوب فرهنگى آن جدا نگریست.همانند دیگر ملى گرایان منطقه، ملى
گرایان کرد هم عمدتاً به بخش غرب گراى جامعه کرد تعلق دارند. جریانات ملى گرا در
خاورمیانه که واگرایى از فرهنگ و تمدن اسلامى و
بازگشت به هویت هاى باستانى و همگرایى با فرهنگ عربى را در پیش مى گیرند، به طور همزمان راه را براى تجزیه و جدایى هموار
مى کنند. تاریخ معاصر نشان داده است که این
جریان درگیرى داخلى، آشوب و خصومت را به دنبال خود به همراه داشته است. پروژه «بیگانه سازى» که در شمال عراق در جریان
است نیز به سختى مى تواند فارغ از این
پیامدهاى مخرب باشد.









منبع:
روزنامه شرق http://www.sharghnewspaper.com/841006/html/world.htm

سه شنبه ۶ دى ۱۳۸۴ - - ۲۷ دسامبر ۲۰۰۵

ضدآمریکایى
ها در آمریکاى لاتین پیروز مى شوند





احمد
هاشمى: انتخابات ریاست جمهورى بولیوى چندى پیش برگزار شد و اوو مورالس توانست پیروز انتخابات این کشور ۸/۸ میلیون نفرى آمریکاى لاتین باشد.این کاندیدا در انتخابات قبلى هم در میان تعجب
همگان دوم شد. در عرصه سیاست خارجى ضدیت با برترى جویى آمریکا، ضدیت با جهانى شدن و
مخالفت با سیاست هاى صندوق بین المللى پول (IMF) ارکان اساسى اندیشه ها و برنامه
هاى مورالس را تشکیل مى دهد.کشور بولیوى که در سال ۱۸۲۵ و به
رهبرى قهرمان ملى سیمون بولیوار و در نتیجه قیام بر علیه اشغالگران اسپانیایى به استقلال دست یافته است،
تاکنون ۱۸۸ بار کودتا را تجربه کرده است. در سه سال اخیر در اثر فشارهاى اجتماعى و
سیاسى دو رئیس جمهور مجبور به برکنارى
شده اند. بى ثباتى سیاسى استفاده از ذخایر گازى ۲۵۰ میلیارد
دلارى در این کشور را
ناکارآمد کرده است و در حالى که درآمد سرانه در این کشور ۹۰۰ دلار
است حدود نیمى از
مردم با درآمد ۲ دلارى در روز گذران زندگى مى کنند. فقر
اقتصادى، تولید گیاه
کوکا را که کوکائین از آن استحصال مى شود، تبدیل به پیشه اصلى بسیارى از مردم کرده است هر چند که بر اثر فشارهاى آمریکا
محدودیت هایى براى آن ایجاد شده است.تا به
امروز، با بومیان رنگین پوست این کشور که با تولید کوکا خود را سرپا نگه داشته اند به عنوان شهروندان درجه دو برخورد شده
است.اوو مورالس که فرزند یکى از همین خانواده
هاى بومیان تولیدکننده کوکا است قول داده که وضعیت موجود را تغییر دهد. او که بر مخالفت خود با استعمار نوین و سیاست هاى
اقتصادى نولیبرال تاکید دارد درصدد ملى کردن
منابع غنى گاز طبیعى کشور و ترسیم برنامه اقتصادى مستقل از
IMF است تا وضعیت اقتصادى بخش زیادى از مردم را بهبود
بخشیده و به تبعیضات بر علیه بومیان این کشور خاتمه دهد. در بحث سیاست خارجى هم، او در
اولین سخنرانى هاى خود به انتقاد از سیاست تک
جانبه گرایى بوش پرداخته و از سیاست مستقلانه و مقاومت طلبى کاسترو رهبر کوبا در مقابل آمریکا تمجید کرده است.

• جبهه
مخالفت آمریکاى لاتین با آمریکا

با روى
کار آمدن مورالس در بولیوى حلقه جدیدى به جبهه مخالفت با سیاست هاى آمریکا و
IMF افزوده
شده است. کشور ونزوئلا که با بهره گیرى از افزایش درآمدهاى نفتى _ طبق اظهارات هوگو چاوس _ اجراى سیاست
«سوسیالیسم قرن بیست و یکمى» خود را آغاز
کرده است با همراهى کشور کوبا سیاست خارج کردن آمریکاى لاتین از جایگاه «حیاط خلوت» آمریکا را برنامه اصلى خود در سیاست
خارجى اش قرار داده است و گام هایى را در جهت ایجاد اقتصاد، سیاست خارجى و حتى رسانه
واحد و مشترک در این منطقه برداشته است.بنا
به نظر کارشناسان آمریکاى لاتین، با توجه به ایجاد موجى از مخالفت ها با برترى طلبى آمریکا که اولین پیامد آن پیروزى
مورالس در بولیوى بوده است در انتخابات ریاست
جمهورى پرو در آوریل ۲۰۰۶ شانس پیروزى ملى گرایى ضدامپریالیست، «اولینتا
هو مالا»
بسیار بالا ارزیابى مى شود. در انتخابات نوامبر ۲۰۰۶ در
نیکاراگوئه هم رهبر جنبش
ساندینیست دانیل اورتگا بخت اول پیروزى را دارا است. این در حالى است که گفته مى شود در انتخابات ریاست جمهورى مکزیک در
جولاى ۲۰۰۶ مانوئل لوپز اوبرادو نامزد چپ ها داراى شانس بالایى براى پیروزى است.به نظر
مى رسد در اثر موجى که در آمریکاى لاتین و
در واکنش به سیاست هاى بوش و سیاست هاى اقتصادى
IMF ایجاد
شده است جبهه مخالفت
با آمریکا در حال به دست گرفتن قدرت در این کشورها است. حتى در کشورهاى بیشتر لیبرال از قبیل برزیل و آرژانتین هم
مخالفت با لیبرال سازى اقتصادى از نوع آمریکایى
شتاب گرفته و سیاست هاى بومى و مستقل از
IMF در پیش
گرفته شده است، به طورى که
برزیل اعلام کرده تمامى بدهى هاى خود را به
IMF یکجا
پرداخت خواهد کرد.روند فزاینده
مخالفت با سیاست هاى مداخله جویانه جورج بوش در آمریکاى لاتین در حال برهم زدن ساختار و نظم موجود در این منطقه حیاتى
براى ایالات متحده است. اگر پیش از این آمریکا
فقط نگران تحولات داخلى در همسایه جنوبى خود (کوبا) بود اکنون باید این نگرانى را به کل منطقه تعمیم دهد.











http://www.sharghnewspaper.com/830115/middle.htm#s37767



طرح
خاورمیانه بزرگ یا الگوی مبارزه مشترک اروپا و آمریکا

روزنامه شرقِِ- شنبه ۱۵ فروردین
۱۳۸۳



احمد
هاشمی*: طرح خاورمیانه بزرگ که در آمریکا شروع به طراحی آن شده است، چیست؟



آیا گام
های اولیه برای مبارزه با به اصطلاح
فاشیسم سبز (مانند آنچه که در دوره جنگ سرد به مدت نیم قرن نبردی سیستماتیک را شاهد بودیم) برداشته می شود؟



آمریکائیان
خواهان خاورمیانه بزرگ هستند. در حالی که
اروپائیان خاورمیانه گسترده تر را ترجیح می دهند که از نظر جغرافیایی از شمال آفریقا آغاز شده و پس از خاورمیانه آسیای
مرکزی و آسیای جنوب شرقی را هم در برمی
گیرد. این منطقه، جغرافیای کشورهای مسلمان است.این طرح در آمریکا طراحی شده ولی اروپا هم از آن حمایت می کند. در جغرافیایی
که جمعیت اکثریت آن را مسلمانان تشکیل می
دهند در نظر دارد که ابتدا از خاورمیانه شروع به تغییر رژیم کرده و سپس به دیگر کشورهای مسلمان سرایت پیدا کند.حکومت
آمریکا پس از یازده سپتامبر به فکر تدوین این پروژه افتاده است. جورج بوش اعلام کرده که
کشورش در مبارزه با تروریسم جهانی مصمم
است. او ابتدا به افغانستان و سپس به عراق لشکرکشی کرد.واشنگتن به طور خلاصه بر این نظر است که: در دنیای امروز تروریسم از
این جغرافیا (خاورمیانه) سرچشمه می گیرد و
ریشه تروریسم که صفت جهانی هم به آن افزوده شده است از جغرافیایی اسلامی است.



از نظر
آمریکا بنیادگرایان مذهبی که تحت عنوان اسلام به تروریسم مبادرت می ورزند در این منطقه پراکنده هستند و راه
ریشه کن کردن زمینه های ایجاد تروریسم در این
جغرافیا، باز کردن آن از نظر اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر روی جهان و آشنا کردن کشورهای مسلمان با تفکر دموکراسی است.
زیرا به نظر آمریکا کشورهای بنیادگرای مذهبی
مانند عربستان سعودی و کشورهای اقتدارگرایی مانند سوریه تغذیه کننده ترور هستند. به زعم آمریکا رژیم های اقتدارگرا در
خاورمیانه هر چه دروازه های خود را به روی جهان
خارج باز کنند و هر چه با دیگر کشورهای جهان پیوسته شوند و هر چه اقتصادشان بیشتر رشد کند و هر اندازه که
دموکراتیزه شوند به همان میزان خلأ امنیتی پر شده و کانال های ترور هم محدودتر خواهد شد.
به علاوه از نظر واشنگتن یک چنین فرآیندی
درگیری های اعراب _ اسرائیل، با در نظر داشتن مسئله فلسطین، را به یک راه حل دائمی رهنمون می سازد. به طور خلاصه این طرح
واشنگتن است. اما سئوال این است: ترسی که
در پشت طرح خاورمیانه بزرگ نهفته است، چیست؟



ممکن است
یک سازمان بنیادگرای
مذهبی مثلاً در پاکستان به اخلا لگری پرداخته و سلاح هسته ای را به چنگ آورد و یا اینکه یک دولت با همکاری گروهی مثل
القاعده با استفاده از سلاح های هسته ای،
بیولوژیک و شیمیایی به اقدامات تروریستی مبادرت ورزد و یا سازمانی مانند القاعده با توسل به کودتا قدرت را مثلاً در
عربستان سعودی تصاحب کند که هم با استفاده
از ثروت نفتی فوق العاده و هم با استفاده از قدرت دولتی به گسترش تروریسم پرداخته و افزون بر آن شروع به استفاده از نفت
به عنوان یک سلاح نماید.اینها مواردی از
نگرانی های آمریکا در قبال منطقه است.این ترس و نگرانی صرفاً در آمریکا احساس نمی شود، بلکه مدت هاست که به اروپا هم سرایت
کرده است.اروپا که ۱۴ میلیون مسلمان را در خود جای داده است نمی تواند نسبت به
اصلاحات در جغرافیای اسلامی در جهان پس از یازده
سپتامبر بی تفاوت بماند.به عنوان مثال در دیدار چندی پیش شرودر از واشنگتن، بوش و صدراعظم آلمان پیرامون پروژه
خاورمیانه بزرگ به گفت وگو نشستند و شرودر در
این زمینه به توافقاتی با بوش دست یافت. دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا در نشست جهانی اقتصاد در داووس سوئیس با اشاره
به اینکه اختلافات در زمینه عراق مربوط به
گذشته است، گفته بود: «برای گسترش دموکراسی در خاورمیانه بزرگ از تمامی دوستانمان که طرفدار دموکراسی هستند کمک خواهیم
خواست.»ترکیه هم در لیست کشورهایی که
آمریکا از آنها کمک خواهد خواست قرار دارد و مارک گروسمن سفیر سابق آمریکا در آنکارا و معاون وزیر خارجه این کشور از ترکیه و
برخی کشورهای عرب تقاضای کمک کرده است. در
جهان عرب و در خاورمیانه بزرگ فشردن دکمه اصلاحات و خشکاندن سرچشمه های تولیدکننده ترور و... و ایجاد صلح، امنیت، ثبات
و دموکراسی امری پسندیده به نظر می آید و
هیچ عقل سلیمی با آن مخالفت نخواهد داشت ولی یک سئوال مشروع هم مطرح می شود که این اصلاحات به چه شکلی خواهد بود؟



آیا
مانند مورد افغانستان و عراق از خارج و
با سیاست چماق انجام خواهد شد و یا اینکه هم با سیاست چماق و هم با سیاست هویج همراه خواهد بود؟ یا اینکه مانند دوره جنگ
سرد از طرفی چماق را نشان داده و به طور هم
زمان از پیشرفت های داخلی حمایت خواهد شد؟ یا اینکه به طور کامل منتظر تحولات داخلی کشورها و توسعه اقتصادی، اجتماعی
و سیاسی و در حد امکان هدایت آنها خواهد
بود؟ کدام یک از این راه ها اعمال خواهد شد؟



این
سئوال قبل از جنگ عراق
مورد بحث زیادی واقع شد و امروزه هم با افزوده شدن طرح خاورمیانه بزرگ به آن مورد بحث است.در واشنگتن دموکرات ها و
جمهوریخواهان در این موضوع از مدت ها پیش به مشاجره پرداخته اند و این اختلاف نظرها در بین
آمریکایی ها ادامه دارد و بر سر این مسئله
بین اروپا و آمریکا شکاف ایجاد شده است.توجه دنیای عرب به این برنامه جلب شده است و از این رو به جنب و جوش افتاده است.



به عنوان
مثال رئیس جمهور مصر حسنی
مبارک پیش از آغاز جنگ عراق می گفت: «دموکراسی را به خاورمیانه تحمیل نکنید در غیر این صورت همان نیروهایی که امروزه با آنها
مخالفت شدید دارید به صندوق های رأی هجوم
آورده و موجب تعجب شما می شوند.»رژیم های عرب نزدیک به آمریکا به ویژه مصر از منظر اصلاحات در خاورمیانه خواهان اولویت دادن
به مناقشه فلسطین _ اسرائیل هستند. اصطلاح
«طرح خاورمیانه بزرگ» برای اولین بار در سال ۱۹۹۵ در
واشنگتن به کار رفت.پرزیدنت
کلینتون با امضای این طرح، گفته بود اگر بخواهیم در این جغرافیا صلح، ثبات و امنیت (در آن زمان در کنار این کلمات
هنوز دموکراسی جای نگرفته بود) برقرار باشد
باید به عنوان گام اول مسئله فلسطین حل و فصل شود.جمهوریخواهان آمریکا و نومحافظه کاران
(Neo cons) که
بیشترین افراد اطرافیان بوش را تشکیل می دهند اولویت را نه به حل مسئله فلسطین که به ایران و
عربستان سعودی می دهند. از دیدگاه نومحافظه کاران عراق هدف تاکتیکی و ایران و عربستان
سعودی هدف استراتژیک محسوب می شود.



آنها به
ویژه معتقدند که بدون انجام اصلاحات و تغییراتی در ایران و عراق مسئله فلسطین قابل حل نخواهد بود. آنها در
برکناری صدام طرفدار سیاست چماق بودند.
به علاوه، افرادی مثل ریچارد پرل که در این گروه جای دارند به دست یافتن فلسطینی ها به دولتی مستقل برای خود نگاه مثبتی
ندارند.آنها در سال ۱۹۹۷ با همکاری لابی اسرائیل مدارکی را منتشر کردند که در آن
پروژه ای به نام «پروژه قرن جدید آمریکایی»
طراحی شده بود.در ذیل این پروژه امضای رامسفلد وزیر دفاع، معاونش ولفوویتز، ریچارد پرل، مورخ برنارد لوئیس که به
عنوان ایدئولوگ نو محافظه کاران محسوب می
شود و برادر پرزیدنت بوش دیده می شود. آنها به دنبال پاسخگویی به این سئوال بودند که با وجود «یک ابرقدرت واحد» یعنی
آمریکا جهان چگونه اداره خواهد شد.این
گروه پس از انتخاب بوش به ریاست جمهوری و به دنبال حوادث تلخ یازده سپتامبر، در واشنگتن خواهان حمله به عراق همزمان با
افغانستان شده بودند.



برخی از آنان گفتند که اگر در سال ۱۹۹۱ صدام را سرنگون می کردیم، تا به امروز همه
کشورهای خاورمیانه
سر به راه شده و صلح اسرائیل- فلسطینیان هم از مدت ها پیش برقرار شده بود اما این کار نشد و جنگ با عراق تا ماه مارس سال
پیش ادامه پیدا کرد. اکنون چه خواهد شد؟ صدام
سقوط کرد و دستگیر شد، اما عراق ثبات خود را بازنیافته است از دیگر سو وقتی به بحث اسرائیل- فلسطین وارد می شویم هنوز
نوری از آن تونل پدیدار نیست.تا زمانیکه
این دو مشکل ادامه دارد طرح خاورمیانه بزرگ چگونه قابل تحقق است؟ در حالیکه رهبران و رژیم های سیاسی انجام اصلاحات،
تغییرات، آزادی و دموکراسی را برای موجودیت خود بزرگ ترین خطر به حساب می آورند و در
حالیکه وضعیت افغانستان و عراق به مانند امروز ادامه پیدا کند، طرح خاورمیانه بزرگ
چگونه قابل پذیرش خواهد بود؟در طول جنگ سرد که
نیم قرن به درازا انجامید، دشمن اصلی آمریکا کمونیسم بود. ولی اکنون دشمن تغییر کرده است. کمونیسم رفت و جای آن را
تروریسم گرفته است.



این دشمن
جدید که در
نظر واشنگتن مخالف دموکراسی، برابری حقوق زن و مرد، قانونمداری و مخالف تمامی ارزشهایی است که غرب را تشکیل داده اند هدفش
ایجاد نظمی نوین در جغرافیای اسلامی است. به
عنوان مثال القاعده با این هدف موج ترور ایجاد کرده است و برج های دوقلو در نیویورک را محو کرد و در دیگر نقاط و از جمله
استانبول ترکیه دست به عملیات های تروریستی
زد.شرودر صدر اعظم آلمان برای این دشمن جدید اصطلاح توتالیتاریسم جدید را بکار برد. توتالیتاریسم پیشین کمونیسم بود که
فرو پاشید و نوع جدید آن را توتالیتاریسم
سبز و یا فاشیسم نیز می توان نامید. برای مقابله با نوع پیشین آن آمریکا و اروپای غربی با سیستم سیاسی مشابه خود
به مبارزه مشترک پرداختند.



*دانشجوی
کارشناسی ارشد مطالعات آمریکا











http://www.sharghnewspaper.com/830321/econom.htm#s68250



روزنامه
شرقِِ- پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۳





بیکاری
چالش عمده اقتصاد آلمان







احمد هاشمى : آلمان کشورى است که از اقتصاد آن به
عنوان قلب تپنده اقتصاد اروپا نام برده مى شود و
صنعت آن موتور محرکه صنعت اروپا است که براى تأمین نیاز خود به کارگران صنعتى به طور گسترده نیروى کار فنى کشور هاى
دیگر در اروپاى شرقى و به ویژه ترکیه را با
آغوش باز پذیرا بوده است. حضور حدود ۳ میلیون
کارگر ترک در آلمان امروز محصول اتخاذ
چنین سیاستى است. ولى امروزه چندى است که دیگر از آن اقتصاد قدرتمند آلمان خبرى نیست و موج فزاینده بیکارى رو به رشد مى
رود تا اقتصاد این کشور را از پا درآورد.
«سازمان کار و کارگریابى آلمان» که پایان هر ماه گزارش میزان بیکارى ماه گذشته را اعلام مى کند با اعلام آمار میزان
بیکاران در هر ماه امید آنها در این کشور را
بیش از پیش تبدیل به یأس مى کند. روند رو به افزایش مالیات بر نیروى کار نیز مزید بر علت شده و باعث هجوم شرکت هاى
آلمانى به کشور هاى اروپاى شرقى شده است زیرا نیروى کار آنجا ارزان تر و میزان مالیات
دهى پائین تر است که این امر هم به نوبه خود
افزایش بیکارى را دامن مى زند. با وجود تلا ش هایى از قبیل پروژه (Ich AG) و موارد مشابه براى پائین آوردن
ارقام بیکارى، میزان بیکارى رو به فزونى است.







- طبق
آخرین داده هاى آمارى منتشر شده، ۴ میلیون
و ۵۵۰ هزار بیکار در آلمان وجود دارد. در طول هر ماه
حدوداً ۲۰ هزار نفر به جمع بیکاران افزوده مى شود البته میزان این بیکارى در مناطق
گوناگون متغیر است. در حالى که در آلمان غربى یعنى مناطق غربى آلمان میزان بیکارى ۲/۸ درصد است. این میزان در مناطق شرقى به ۱۵ درصد
بالغ مى شود. این درصد بیکارى که بعد از جنگ جهانى دوم در این کشور بى سابقه است بیشترین فشار را بر خارجیان تحمیل مى
کند که نمود عینى آن در سخت گیرى ورود و
خروج و تمدید اقامت آنها است.







بیکارى
در آلمان در مناطقى که شدیداً
با آن دست به گریبان است تمامى بخش ها را تحت تأثیر قرار داده است. مبارزه با بیکارى که قیمت املاک و پراکنش جمعیتى را
نیز تغییر داده است تبدیل به دغدغه و قول و
شعار اصلى سیاستمداران محلى شده است. به عنوان مثال میزان بالاى بیکارى در قسمت هاى شمالى ایالت هسن
(Hessen) ترتیبات
اقتصادى منطقه را بر هم زده است. اهالى منطقه که
براى فرار از مشکل بیکارى اقدام به ترک خانه هاى خود مى کنند سرمایه گذارى اقتصادى افراد باقى مانده را هم با مشکل مواجه
ساخته اند. به علت تخلیه منطقه قیمت مسکن به
شدت افت کرده است. کارگران خارجى که نوک پیکان بیکارى قبل از همه متوجه آنها است اولین افرادى هستند که کار در مشاغل
آزاد را تجربه مى کنند.







آمار ها
هم نشانگر این است که در مواقع افزایش بیکارى در آلمان میزان اقبال خارجى ها به کار در این بخش
به بالاترین حد خود افزایش مى یابد و کارگاه
هاى کوچک خود گران در بین آنها رونق مى گیرد. یکى از پیامد هاى عدم تحرک اقتصادى آلمان تضعیف سیستم بیمه و تأمین
اجتماعى در این کشور است که اقشار آسیب پذیر
جامعه را تهدید مى کند. بدین ترتیب آلمان که به همراه فرانسه قدرتمند ترین و پویا ترین اقتصاد اروپا را دارا است، با چالشى
مواجه شده که موقعیت برتر اقتصادى و به تبع
آن جایگاه بالاى اجتماعى و سیاسى خود را در قاره سبز در معرض خطر مى بیند. این در حالى است که آلمان در دوره دولت گرهارد
شرودر در کنار نارضایتى هاى مردمى از نابسامانى
اقتصادى کشور، به خاطر میزان پائین رشد اقتصاد و بالا بودن نرخ تورم و کسرى بودجه خود که با استاندارد هاى اتحادیه
اروپایى همخوانى ندارد مورد اعتراض و نا
خرسندى این اتحادیه نیز است.







http://www.sharghnewspaper.com/831211/html/europe.htm#s192759

روزنامه
شرقِِ- سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۳





خاورمیانه اولویت امنیتى اتحادیه اروپا

نوشته:
جفرى کمپ*

ترجمه:
احمد هاشمى



اولیویه
روى پیدایى و گسترش نوع دوم رادیکالیسم را به عنوان واکنشى جدید به فرهنگ و جامعه غربى توصیف و استدلال مى
کند که فهم مناسب سرشت تهدید اسلام رادیکال
علیه اروپا نیازمند بررسى دقیق دلایل این امر است که چرا مهاجران مسلمان بیش از این که با جامعه اروپایى همسان و به آن
پیوسته شوند، به طور فزاینده اى به نگرش هاى
فراملیتى از اسلام رو مى آورند. با توجه به این پس زمینه جاى تعجب ندارد که سیاستمداران اروپایى وقتى که در مقابل مسائل
بحث برانگیز مربوط به خاورمیانه مهاجرت،
پناهندگى سیاسى، مسائل رفاهى و روابط نژادى قرار مى گیرند به طور روزافزونى مجبور به در نظرگرفتن فاکتور مسلمانان هستند.
جک استراو وزیرخارجه بریتانیاى کبیر نماینده
حوزه انتخاباتى بلک برن ولانکاشایر در مجلس است که جمعیت ۲۵ هزار
نفرى مسلمان
به همراه ۲۳۰ مسجد در آن واقع است و بیش از ۱۵ درصد آراى ثبت شده راى دهندگان در این منطقه به مسلمانان تعلق دارد.
بیش از دو میلیون مسلمان شهروند فرانسه
هستند که در انتخابات فرانسه راى مى دهند در حالى که در بلژیک مسلمانان نسل دوم خواهان امتیازات هر چه بیشتر از دولت
هستند. یک رهبر رادیکال به نام «دیاب ابوجهجه»
خواهان پذیرفته شدن زبان عربى به عنوان یکى از زبان هاى رسمى بلژیک در کنار زبان هاى فلمینگ، فرانسه و آلمانى است.در مجموع
مشکل اسلامى اروپا در بردارنده الزامات
سیاسى، اقتصادى، جامعه شناختى و امنیتى است. برخلاف ایالات متحده که سابقه جذب گروه هاى مهاجر به خود را دارد اقلیت هاى
مسلمان اروپا اکثراً در فرهنگ هایى که درون
آنها زندگى مى کنند احساس بیگانگى مى کنند. این احساس بیگانگى وقتى با تبعیض اقتصادى و تنش هاى لاینحل اعراب و اسرائیل
ممزوج مى شود منجر به آشوب هاى بیشتر مى شود. ممکن است برخى بین مشکلات مختلفى که توسط
گروه هاى بسیار متفاوت اسلامى درون اروپا
مواجه هستند تمایز قائل شوند. به رغم ضدیت اروپا نسبت به بسیارى از مسلمانان این قاره به عنوان یک جاذبه اقتصادى باقى خواهد
ماند. به این دلیل، مهاجرت چه قانونى و
چه غیرقانونى رشد خواهد کرد به ویژه اگر وضعیت در خاورمیانه وخیم تر شود.

• تقاضاى
ترکیه براى عضویت در اتحادیه اروپا

اروپا در
حالى که با مشکل مسلمانان
خود دست به گریبان است براى تعیین تاریخ مشخصى براى آغاز مذاکرات رسمى با ترکیه براى عضویت در اتحادیه اروپا آماده مى
شود.

با وجود
تاریخى که براى آغاز مذاکرات
در نشست سران اتحادیه اروپا در دسامبر ۲۰۰۲ و به
طور موقت داده شده است موانعى
از قبیل اختلافات طولانى در زمینه قبرس که ممکن است این روند را از مسیر خود خارج کند باقى هستند. اهمیت عضویت ترکیه نه فقط
به روابط اروپا با خاورمیانه بلکه همچنین
به ایفاى نقش وسیع تر اسلام در دنیاى مدرن مربوط مى شود زیرا صعود ترکیه به عنوان عضو اتحادیه اروپا تاثیر مثبتى در مدرن
سازى خاورمیانه خواهد داشت.

خوشبختانه
تقاضاى ترکیه براى عضویت در اتحادیه اروپا در نتیجه اصلاحاتى که در طول سال گذشته توسط دولت ترکیه و بر طیف
وسیعى از مسائل سیاسى انجام گرفته است جدى تر
شده و این اصلاحات صلاحیت بیشترى براى ترکیه در برآوردن شرایط عضویت در اتحادیه اروپا فراهم آورده است.برطبق تصمیماتى
که در ژوئن سال ۱۹۹۳ در شوراى اروپایى کپنهاگ گرفته شد کشورهاى بعدى متقاضى
عضویت اتحادیه اروپا باید به مجموعه اى از
معیارهاى سیاسى و اقتصادى دست پیدا کنند که به عنوان معیارهاى کپنهاگ شناخته مى شود که به طور خلاصه عبارت است از:کشور
متقاضى عضویت در این اتحادیه باید داراى این شرایط باشد، ایجاد ثبات در سازمان هاى
تضمین کننده مردمسالارى، حاکمیت قانون، حقوق بشر
و احترام و حمایت از اقلیت ها، وجود اقتصاد کارآمد مبتنى بر بازار آزاد و دارا بودن قابلیت فشار رقابتى با نیروهاى بازار
درون اتحادیه.در عضویت این اتحادیه فرض بر
این است که کشور کاندیدا توانایى برعهده گرفتن تعهدات عضویت خود از قبیل پایبندى به اهداف سیاسى، اقتصادى و مالى
اتحادیه را دارد. این طرح بسیار ویژه باید در ترکیه اجرا شود. این امر مى تواند نسبت به
تحولات عراق داراى تاثیرات و معانى بیشترى براى
جهان اسلام باشد. به عنوان مثال اگر ترکیه به اتحادیه اروپا بپیوندد روشنفکران ایرانى پى مى برند که دستیابى به
تلاش هاى اصلاحى دموکراتیک خود آسانتر است، در
آن صورت ایران همسایه مستقیم اروپا خواهد بود و نهایتاً سازمان هایى در ایران و عراق پدیدار مى شوند که شبیه سازمان
هاى مربوط به ترکیه هستند و فقط نیاز به مرور
زمان خواهد بود تا دولت هاى مرتجع بیشترى مجبور به بازاندیشى بیشتر در سیستم حکومتى خود شوند. دولت هاى دموکراتیک
خاورمیانه اى در حال گسترش به همراه بهبود
اقتصادى احتمالاً باعث تقویت پیوندها با اقتصادهاى غربى خواهد شد که این امر به نوبه خود مفیدترین و جوابگوترین طریق براى
جلوگیرى از رادیکالیسم اسلامى و به موازات
آن جلوگیرى از رشد فقر و ناامیدى در حیاط خلوت اروپا است.

•سه اقدام فورى

همچنان
که اروپا به تمرکز در حل و فصل چالش هاى خاص خود ادامه مى دهد سه اولویت فورى براى همکارى هاى فرا آتلانتیکى
وجود دارد که مى تواند به منافع موجود اروپایى
ها و آمریکایى ها یارى رساند.نخست این که دولت هاى اروپایى باید با ایالات متحده در مسئله رهبرى فلسطین به توافق دست
یابند. در مورد این که عرفات یکى از موانع
عمده تحقق اقدامات مربوط به اعتمادسازى بیشتر بین اسرائیل و فلسطینیان بوده است بین دو سوى آتلانتیک اجماع وجود دارد.
وزراى اروپایى و مقامات اتحادیه اروپا به ملاقات خود با عرفات ادامه مى دادند که بیشتر
هدفشان تخریب روحیه دولت هاى آمریکا و اسرائیل
بود اروپایى ها استدلال مى کردند که تحریم عرفات هر نوع امید دیگر رهبران فلسطینى مانند محمود عباس یا احمد قریع را که
ممکن است مقبولیت مردم فلسطین را داشته
باشند کمرنگ مى کند و بنابراین تحریم وى ایجاد دولتى براى مقابله با گروه هاى تندرو حماس و جهاد اسلامى فلسطین را تضعیف مى
کند. به علت نگرانى هاى ایالات متحده دولت بوش
از ملاقات با عرفات خوددارى مى کرد زیرا معتقد بود که هرگونه ملاقاتى نتیجه معکوسى به دنبال دارد ولى از پیشنهاد
اسرائیل براى اخراج یا قتل عرفات نیز حمایت
نمى کرد.دوم این که اتحادیه اروپا باید در زمینه سیاست عمومى مبارزه براى پایان دادن به حمایت جهانى از گروه هاى
تروریستى با آمریکا همکارى کند. اتحادیه اروپا باید براى غیرقانونى اعلام کردن و قطع
منابع مالى جهانى سازمان هایى مانند حزب
الله، حماس و جهاد اسلامى آماده شود. اظهارات اخیر وزراى خارجه اتحادیه اروپایى نشان دهنده آمادگى آنها براى غیرقانونى اعلام
کردن حمایت مالى موسسات مستقر در اروپا از
حماس است که تحولى بسیار مثبت خواهد بود و مى توان خط مشى هاى مشابهى در برابر حزب الله ترسیم کرد. در مورد حزب الله
این گام باید با اقدامى دیپلماتیک و سیاسى
همراه باشد که طى آن سوریه، لبنان و ایران متعهد به جلوگیرى از حمایت مالى و نظامى از این گروه ها شوند در غیر این صورت با
مجازات هایى در معاملات تجارى با اروپایى
ها در موضوعات اقتصادى مواجه مى شوند. اروپا نسبت به آمریکا تاثیرگذارى بیشترى بر این سه کشور دارد و به رغم تفاوت ها
بین این سه سازمان تروریستى _ با توجه به
ایفاى نقش سیاسى حزب الله در لبنان طبقه بندى آن مشکل تر از همه خواهد بود - تلاش دسته جمعى در این زمینه
مهم است این اقدام براى روابط اروپا با اسرائیل منافع بسیارى را به دست خواهد داد و به سوریه و
کشورهاى منطقه یادآورى خواهد کرد که اگر آنها
به حمایت خود از گروه هایى که خواهان خشونت علیه اسرائیل و شهروندانش و انکار حق آن کشور براى بقاى خود هستند ادامه
دهند در حال بازى کردن با آتش هستند.سوم
این که اروپا و ایالات متحده باید به تلاش هاى هماهنگ خود در پایان دادن به برنامه سلاح هاى هسته اى ایران ادامه دهند.

• نتیجه
گیرى

رهبران
اروپا براى
برخورد موفقیت آمیز با چالش هایى که در خاورمیانه با آنها روبه رو هستند باید در موضوعات عملى در مورد تروریسم و گسترش سلاح
هاى هسته اى مصمم و راسخ باشند و مبهم
گویى در مورد تهدیدات بسیار جدى براى امنیت اروپا را متوقف کند که اگر خاورمیانه به شکل کنونى خود باقى بماند تشدید
خواهد شد.اگر اروپا به چون و چرا کردن در مورد
قلع و قمع حماس و یا حزب الله و یا اقدامات پس از جنگ در عراق و رهبرى فلسطین ادامه دهد، روابطش با ایالات متحده سرد
و بى رمق باقى خواهد ماند و فرصت ایفاى
نقش کلیدى در نوسازى خاورمیانه را که مشخصاً تحولى در راستاى منافع استراتژیک و حیاتى اروپاست، از دست خواهد داد. با وجود
ادامه بحران با آمریکا در زمینه وارد شدن به
جنگ با عراق، امروزه همکارى بیشتر در زمینه طیفى از مسائل خاورمیانه ممکن تر شده است.حمایت یکپارچه اروپا در افغانستان، از
قبیل برعهده گرفتن فرماندهى ناتو در نیروى
کمک رسان امنیت بین المللى در کابل نشانگر این است که چگونه اتخاذ موضعى یکپارچه و متحد مى تواند در خارج از اروپا عمل
کند. برخى ممکن است صرفاً امیدوار باشند که
مى توان دستورالعمل مشترک و اهداف مشابهى براى مدیریت بحران هایى که در نزدیکى سواحل اروپا ایجاد مى شوند، تهیه و
تدوین کرد.

*جفرى کمپ
مدیر برنامه هاى منطقه اى
مرکز نیکسون واقع در واشینگتن است و در طول دوره اول ریاست جمهورى ریگان مشاور ویژه رئیس جمهور در امور خاورمیانه بود.

منبع:
فصلنامه واشینگتن کوارترلى زمستان ۲۰۰۴











http://www.sharghnewspaper.com/830911/html/europe.htm#s144066

روزنامه
شرقِِ- چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳



نگاه
روزنامه نگار

جدى شدن
بحث اروپاى
چندفرهنگى



جنجال ها و واکنش هاى ایجاد شده به علت قتل چندى پیش
تئو ون گوگ فیلمساز هلندى توسط یک مسلمان
بنیادگراى مراکشى از هلند به سراسر اروپا گسترش یافته است. آنگونه که دیتر وایفلسپاتس نماینده سوسیال دموکرات مجلس آلمان
اظهار مى دارد: «امروزه هلند خود را در سراسر
اروپا حس مى کند»، به ویژه در آلمان. آلمان ها نگران سرایت «حادثه ون گوگ» به کشور خود هستند. در روزهاى اخیر حمله به
برخى مساجد، سخنان تحریک آمیز امامان جماعت،
بیانات خصمانه سیاستمداران و مطبوعات دست راستى در آلمان منجر به برخى تنش ها در بین جوامع مسلمان و مردم آلمان شده است.

حکومت
هلند و سازمان هاى مربوط به جامعه
مدنى و NGOها در
این کشور به تلاش خود براى حفظ فضاى سالم و آزاد و برابر و توأم با رضایت متقابل بین مهاجران و هلندى ها
ادامه مى دهند و درصددند تا اثبات کنند که
هنوز کشورشان از جمله معدود کشورهایى است که به مفهوم چندفرهنگى بودن باور دارد و به این ویژگى خود مى بالد. افراد نسل
دوم و سوم مهاجر هلندى نیز براى حفظ ویژگى
چندفرهنگى بودن کشورشان به فعالیت و همکارى گسترده با دولت هلند پرداخته اند.

در آلمان
و دیگر کشورهاى مهاجرپذیر اروپاى غربى نیز مفاهیم «چندفرهنگى گرى» و «همگرایى» از جمله مباحث مطرح امروز بین مردم
و نخبگان است.

صدراعظم
آلمان گرهارد
شرودر اظهار مى دارد که اجازه نخواهد داد در کشورش مسئله «برخورد فرهنگى» رخ دهد و جمعیت هاى مسلمان این کشور نیز باید با
جامعه آلمان ادغام و همگرا شوند. منظور وى
از جمعیت هاى مسلمان بیشتر اقلیت چندمیلیونى ترک مقیم آلمان است که برخى از آنها چندین نسل است که در آلمان زنندگى مى
کنند.

با این
وجود محافل محافظه کار و
دست راستى افراطى در آلمان حادثه ون گوگ در هلند را به عنوان الگو نشان داده و خواهان سختگیرى هاى بیشتر بر جمعیت هاى مسلمان
خود هستند. لارنز میر دبیرکل حزب دموکرات
مسیحى معتقد است که آلمان به علت جمعیت مسلمان خود به روى انبارى از باروت نشسته است. تمامى کشورهاى اروپاى غربى و در راس
آنها کشور آلمان که از نیمه دوم قرن گذشته
میلادى درهاى خود را به روى مهاجران خارجى باز کرده اند امروزه با مشکل «چندفرهنگى گرایى» و «همگرایى» در داخل کشورشان
مواجه هستند.

علت اصلى
این مشکل در
اینجاست که این کشورها اساساً به خارجیان مهاجر به چشم «کارگر میهمان» و یا آن طور که آلمان ها مى گویند
-gastarbeiter- مى نگرند که باید روزى به کشور خود بازگردند
و اجازه نمى دهند که جمعیت هاى مسلمان در جامعه پذیرنده آنها ادغام شوند. بدین علت مهاجران خارجى در آلمان و دیگر
کشورهاى اروپایى هنوز هم به عنوان افراد منسوب به «جامعه موازى» به حساب مى آیند. وضعیت
پیش گفته در آمریکا به گونه دیگرى است و
مهاجر آمریکایى تفاوت فاحشى با همتاى اروپایى خود دارد. کسانى که به آمریکا مهاجرت مى کنند نه با هدف بازگشت که با هدف
اقامت و تبدیل شدن به بخشى از ملت آمریکا
به این کشور سفر مى کنند و به همین سبب همگرایى آنها سریع تر و راحت تر انجام مى پذیرد. مقامات آمریکایى و به طور کلى
ملت آمریکا هم «چندگانگى» فرهنگى، قومى و
مذهبى را پذیرفته اند.

ساموئل
هانتینگتون (نویسنده معروف «برخورد تمدن ها») در اثر جدیدش تحت عنوان «ما کیستیم» توضیح
مى دهد که چگونه «روح آمریکایى» به رغم
امواج بزرگ مهاجرت به آمریکا حفظ شده است و «دوفرهنگى بودن» و حس «میهن پرستى» در یکجا جمع شده است. ولى با این وجود همانطور
که شخص هانتینگتون هم اذعان مى دارد پس از
تحولات ۱۱ سپتامبر آمریکائیان هم وارد مبحث «هویت یابى»
و پرسش از کیستى خود شده اند.
به عبارت دیگر، اینکه مفهوم «چندفرهنگى بودن» بر کشورها حکم خواهد راند یا مفهوم «تک ملیتى بودن» در آینده مباحث فکرى
فرهنگى اروپا تعیین کننده خواهد بود که در آینده
بیشتر خود را نشان خواهد داد.







http://www.sharghnewspaper.com/830430/europe.htm#s87639

روزنامه
شرقِِ- سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۳



مرزهای
نوین اروپا



احمد هاشمى:اروپا چیست؟ یک قاره جغرافیایى یا یک
مجموعه یکپارچه مذهبى؟ عرصه اى تاریخى و اقتصادى است یا مجموعه اى متشکل از ارزش هاى
مشترک؟ کلمه «اروپا» را که براى اولین بار در
قرن ۱۴ میلادى وارد ترمینولوژى شده است نمى توان با
جغرافیا محدود کرد. زیرا این قاره
از غرب به شرق کشیده شده است و در منطقه اى که اوراسیا نامیده مى شود به آسیا متصل مى شود . از دیگر سو ممکن است در
نگاه اول ادعا شود که این قاره یک مجموعه
دینى است. در این صورت پاسخ دادن به این سئوال که «کدام دین» از آن این قاره است، مشکل مى نماید.



در طول
تمام سده هاى میانه و نوین، جهان کاتولیک _ پروتستان
خود را نماد اروپا مطرح مى کرد و روس ها و یونانى هاى ارتدوکس را خارج از خود مى انگاشت در حالى که اکنون سال هاست
یونانى هاى ارتدوکس در باشگاه اروپا جاى دارند و حتى ترک هاى مسلمان نیز در لیست عضویت
اتحادیه قرار دارند. از سویى مرزهاى بیزانس
یا جانشینش عثمانى و بعضاً مرز خان نشین مسکوى به عنوان مرزهاى اروپا به حساب مى آمده است. امپراتورى هابسبورگ ها در
اتریش، دانوب و پادشاهى هوهن زولرن در پروس
ویستول را به عنوان مرز نهایى اروپا ترسیم کرده بودند.



در واقع
بهترین پاسخ به
سئوال پیرامون چیستى اروپا گزینه «مجموعه ارزش هاى مشترک» است که مردمان این قاره متنوع، متکثر و پیر را گرد خود آورده
و مى توان این مجموعه ارزش ها را برگرفته
از اومانیسم، فردگرایى و یا ترکیبى از این دو دانست. بدون شک این فرهنگ و هویت مشترک یک شبه پدید نیامده است و در طول
دوره زمانى طولانى و به همراه عناصر جغرافیایى،
دینى، تاریخى و اقتصادى ایجاد شده است و در نهایت هم در فرهنگ لغت سال ۲۰۰۴ به سنتز
«اتوپیاى اروپا» انجامیده است.



عضویت ده
کشور اروپاى شرقى و مرکزى در
این اتحادیه آن اتوپیا را به واقعیت تبدیل کرده است. در واقع آن طور که واسلاو هاول اظهار مى دارد «اروپا مجدداً در
حال یکپارچه شدن است و این ده کشور تازه
ملحق شده به اتحادیه _ به استثناى قبرس و لهستان _ هم متعلق به گروه کاتولیک _ پروتستان و هم جزیى از
امپراتورى هاى اتریش، پروس و بریتانیا بوده اند.



کمونیسم
نیز براى مدتى با تقسیم اروپا به دو بلوک شرق و غرب آنها را از هم جدا ساخته بود. به عبارت دیگر، مرزهاى
امروزى اتحادیه مانند گذشته به مرزهاى دانوب _
ویستول رسیده است که مى توان گفت امپراتورى هاى قدیمى مجدداً در حال شکل گیرى است، منتها تفاوت این امپراتورى با
همتایان پیشین خود در اروپا در داوطلبانه بودن آنها نهفته است.



بنا بر
یک پژوهش، کشورهاى قدیمى و غربى اتحادیه اروپا از عضویت کشورهاى اروپاى شرقى نگرانى هایى
احساس مى کنند. در حالى که کشورهاى جدید اتحادیه نگران افزایش ناگهانى و تصاحب بازار از
سوى محصولات ارزان کشورهاى قدیمى هستند.



در بین
یاران قدیمى اتحادیه، دولت هاى فرانسه و آلمان بیشترین نگرانى را از الحاق تازه واردان به جمع خود دارند.
زیرا آنها نگران تضعیف شدن محور پاریس _ برلن به
عنوان محور اصلى تصمیم گیرى و سیاستگذارى هاى کلان داخلى و خارجى اتحادیه هستند. به ویژه که اکثر کشور هاى بلوک شرق سابق
داراى رابطه امنیتى بسیار نزدیکى با ایالات
متحده هستند و زبان انگلیسى و نه فرانسه یا یک زبان عمده اروپایى دیگر را به عنوان زبان خارجى خود انتخاب کرده اند و در
سیاست خارجى خود هم ترجیح مى دهند به جاى
تقابل و رویارویى با سیاست هاى آمریکا از امتیازات همراهى و پاداش همکارى با آمریکا برخوردار شوند.



نمونه
بارز آن اعزام نیروى نظامى توسط برخى کشور هاى اروپاى شرقى به عراق است. در این میان
بریتانیا، با توجه به دیدگاه آتلانتیک گرایانه
اش تمایلى به تغییر در ایفاى نقش سنتى خود به عنوان کشور موازنه گر در روابط بین اروپاى قاره اى و پسر عموى
آنگلوساکسون خود، ایالات متحده ندارد.



• تاریخچه
اى مختصر از پیدا یش اتحادیه اروپا



•۱۹۵۷- در این سال کشور هاى بلژیک، فرانسه، آلمان، ایتالیا،
لوکزامبورگ و هلند «موافقتنامه رم» را امضا
کرده و بدین سان «جامعه اقتصادى اروپا» متولد شد.



• ۱۹۷۳- کشور هاى دانمارک، جمهورى ایرلند و بریتانیا به جامعه
اروپا پیوستند.



•۱۹۸۱- در این سال کشور یونان به عضویت جامعه اروپا پذیرفته شد.



•۱۹۸۹- دیوار
برلین فروریخت.
جامعه اروپا براى کمک به کشور هاى مجارستان و لهستان در روند گذار به دموکراسى برنامه
(PHARE) را تدوین
کرد.



•۱۹۹۰- قبرس و
مالت در لیست عضویت جامعه
اروپا قرار گرفتند.



•۱۹۹۱- مجارستان
و لهستان اولین توافقنامه ها را با جامعه
امضا کردند. ۸ کشور دیگر اروپاى مرکزى هم تدریجاً موافقتنامه
هاى مشابهى امضا
کردند. اسلوونى استقلال خود را از یوگسلاوى اعلام کرد. با فروپاشى شوروى، استونى، لتونى و لیتوانى اعلام استقلال کردند.
با امضاى «موافقتنامه ماستریخت» اتحادیه
اروپا شکل گرفت.



•۱۹۹۳- در نشست
سران اتحادیه در کپنهاک معیار هاى مورد
نیاز کشور هاى نامزد عضویت در اتحادیه اعلام شد. «معیار هاى کپنهاک» در بردارنده دموکراسى، قانون محورى، حقوق بشر و
حمایت از حقوق اقلیت ها در درون اتحادیه
است و همچنین اصولى چون تداوم اقتصاد بازار و رقابتى بودن آن و برخى شرط هاى مالى، سیاسى و اقتصادى در آن پیش بینى شده
است.



•۱۹۹۴- مذاکرات
با مجارستان
و لهستان براى پیوستن به اتحادیه آغاز شد. استراتژى هاى عضویت در اتحادیه توسط جامعه اروپا در اسن
(Essen) آلمان
مشخص شد.



•۱۹۹۵- اتریش،
فنلاند و سوئد به
عضویت اتحادیه اروپا درآمدند. کشور هاى رومانى، اسلواکى، لتونى، استونى، لیتوانى و بلغارستان در لیست عضویت اتحادیه
قرار گرفتند.



•۲۰۰۰- مذاکرات عضویت با ۶ کشور
دیگر آغاز شد. در موارد زیادى اصل تصمیم گیرى بر مبناى اکثریت، جایگزین قانون وتو شد.



•۲۰۰۲- در اول
ماه ژانویه واحد پول اروپایى، یورو به جریان
افتاد.



•۲۰۰۴- ده کشور
لهستان، مجارستان، لیتوانى، لتونى، استونى، اسلواکى، چک، اسلوونى، مالت و قبرس (بخش
یونانى) در اول ماه مه با عضویت خود تعداد کشور هاى اتحادیه اروپا را به عدد ۲۵ افزایش دادند.









http://www.sharghnewspaper.com/830428/europe.htm#s86559

روزنامه شرقِِ- یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۳



بوش به
کاندیدای مستقل متوسل می شود



احمد هاشمى: پیشنهاد دموکرات ها به رالف نیدر
کاندیداى مستقل انتخابات ریاست جمهورى سال ۲۰۰۴ براى کناره
گیرى احتمالى از شرکت در این انتخابات با مخالفت جمهوریخواهان مواجه شده است. از نظر جمهوریخواهان کناره گیرى
نکردن نیدر از مبارزات انتخاباتى فواید و
مزایاى زیادى براى آنان به همراه خواهد داشت که احتمالاً منجر به درهم شکستن برترى نسبى اخیر کرى و پیروزى جورج بوش
براى بار دوم خواهد شد. ادعا مى شود که حضور
رالف نیدر (که توسط جمهوریخواهان و جورج بوش مورد حمایت مالى است) در انتخابات پیش روى ریاست جمهورى آمریکا خواهد
توانست ۴-۳ درصد آراى رقیب جورج بوش یعنى جان کرى را از دست او خارج کرده و به خود
اختصاص دهد.



بنابه
خبرى که در هفته
نامه نیوزویک منتشر شده است از یک میلیون دلار کمک مالى براى مبارزات انتخاباتى که کاندیداى مستقل رالف نیدر تاکنون
جمع آورى کرده است ۵۰ هزار دلار آن توسط جمهوریخواهانى پرداخت شده است که در
مبارزات انتخاباتى جورج بوش فعالیت دارند. این
نشریه همچنین مى افزاید یکى از ۱۰ نفرى که
چک هاى هزار دلارى کشیده و جزء بیشترین
کمک دهندگان مالى به نیدر محسوب مى شود فردى است که در گذشته به عنوان یک جمهوریخواه شناخته مى شده است. همچنین در این
لیست نام ریچارد اگان
(Richard Egan) سفیر پیشین آمریکا در ایرلند که از طرف جورج بوش منصوب شده بود نیز به چشم مى خورد.



اگان در
انتخابات سال ۲۰۰۰ علاوه بر کمک هاى مالى شخصى خود حداقل ۲۰۰ هزار دلار براى مبارزات انتخاباتى بوش جمع آورى کرده بود. خانواده اگان در
حالى به عنوان
یکى از بزرگترین کمک دهندگان مالى حزب جمهوریخواه شناخته مى شوند که گفته مى شود این خانواده از سال ۱۹۹۹ به این
سو به این حزب کمکى یک میلیون دلارى کرده اند. بنابه
اخبار مربوط به حمایت مالى از نامزدى نیدر، ریچارد اگان، پسر و عروسش هرکدام حداکثر تا مبلغ دو هزار دلار به مبارزات
انتخاباتى او کمک مالى اعطا کرده اند.



نام
دیگرى که در لیست تامین کنندگان مالى نیدر به میزان دو هزار دلار دیده مى شود «نجاد فارس» بازرگانى اهل هوستون
است. او فرزند عصام فارس معاون نخست وزیر
لبنان و دوست قدیمى جورج بوش است. فارس در سال ۲۰۰۰ به
میزان ۲۰۰ هزار دلار به مبارزات انتخاباتى بوش کمک مالى کرده بود.
البته این شگرد جمهوریخواهان براى تضعیف کاندیداى دموکرات چندان تازگى ندارد. آنها براى
کسب شرایط احراز نامزدى نیدر از ایالت
آریزونا اقدام به جمع آورى امضاى توام با مشخصات ۱۰ هزار تن
از راى دهندگان این
ایالت کرده اند که نیمى از این افراد از جمهوریخواهان هستند. این امر منجر به شکایت دموکرات ها از آنها شده است.



از دیگر
سو همکاران کمیته هاى محلى حزب جمهوریخواه
در ایالت هاى میشیگان و فلوریدا هم براى اینکه نیدر بتواند در مبارزات انتخاباتى ظاهر شود اقدام به فراخوان جمع آورى
امضا کرده اند. همچنین در ایالت ارگون هم
اتفاق مشابهى رخ داده است. این تلاش و تقلاها توسط جمهوریخواهان در حالى صورت مى گیرد که آخرین نظرسنجى ها توسط موسسه
گالوپ و دیگر مراکز مطرح نظرسنجى در ایالات
متحده آمریکا حکایت از این دارد که محبوبیت نامزد دموکرات افزایش یافته و هر چند که جان کرى با فاصله اندکى از رقیب خود
پیشى گرفته است ولى جورج دبلیو بوش که به سختى
از شوک حاصل از انتخابات ضعیف و سئوال برانگیز خود براى ریاست جمهورى سال ۲۰۰۰ رهایى
یافته است دیگر خواهان رویارو شدن مجدد با چنین مشکلى نیست. از این رو براى نیل به هدف انتخاباتى خود به هر حربه اى
متوسل مى شود، حتى اگر این حربه حمایت همه
جانبه از یک کاندیداى مستقل باشد.













http://www.sharghnewspaper.com/830401/asia.htm#s73341

روزنامه
شرقِِ- دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۳



آرزوهای
ترکیه در کنفرانس اسلامی



احمد
هاشمى: ترکیه چندى است از نقطه نظر ایفاى نقش در عرصه بین الملل روز هاى بسیار مهم و حساسى را مى گذراند. این
کشور که پس از دادن راى مثبت ترک هاى قبرس به
وحدت مجدد جزیره، حل مسائل قبرس را در صدر یکى از برنامه هاى سیاست خارجى خود قرار داده است تلاش هاى خود را براى عضویت
در اتحادیه اروپا دو چندان کرده است، گام هاى
بزرگى در جهت تحقق حقوق کرد و رفع نارضایتى آنها برداشته و در تلاش است آهنگ رشد اقتصادى خود را سرعت بخشد. به علاوه
همان طور که پیشتر گفته شد این کشور چند روزى
است که به مرکز رفت و آمد هاى دیپلماتیک تبدیل شده است و برگزارى نشست ها و کنفرانس هاى بین المللى در استانبول ادامه
دارد.



هفته
گذشته در نشست سران گروه هشت
کشور صنعتى جهان در آمریکا نخست وزیر ترکیه اردوغان تلاش کرد در کنار همتایان غربى خود براى بر عهده گرفتن نقش ابتکارى
و اصلى در «پروژه خاورمیانه بزرگ و شمال
آفریقا» که همان صورت تغییر نام یافته پروژه خاورمیانه بزرگ است نقشى را بر عهده بگیرد.



هفته
گذشته یک سمپوزیوم بین المللى تحت عنوان «جهان اسلام در قرن ۲۱» در
استانبول که توسط مرکز مطالعات استراتژیک
(SAM) وابسته به
وزارت خارجه ترکیه
برگزار شد و بلافاصله پس از آن کنفرانس وزیران خارجه کشور هاى اسلامى در روز دوشنبه آغاز به کار کرد و در اواخر ماه جارى
میلادى نشست سران ناتو در استانبول افتتاح
خواهد شد.



در
سمپوزیوم دو روزه جهان اسلام در قرن ۲۱ مشکلات
و مسائل سیاسى،
اقتصادى و فرهنگى و زمینه هاى همکارى و پیشرفت هاى احتمالى مورد بحث قرار گرفت. دانشمندان و سیاستمداران و کارشناسانى از
کشور هاى اسلامى که در این سمپوزیوم شرکت
داشتند مسائل مبتلا به مشکلات سیاسى و اقتصادى و فرهنگى حوزه خود را مطرح و سیاست خارجى فعال ترکیه را تحسین کردند. ترکیه
براى جهان اسلام داراى اهمیت قابل توجه و
برخى تجارب و سیاست هاى آن قابل الگوبردارى است ولى حمایت جهان براى ترکیه هم اهمیت دارد. به عنوان مثال این حمایت مى
تواند روند عضویت این کشور در اتحادیه اروپا را
تسریع بخشیده و قدرت چانه زنى این کشور را بالا برد. در کنفرانس وزراى خارجه کشور هاى اسلامى در استانبول، مسائل
فلسطین، عراق و کشمیر درصدر موضوعات قرار داشتند و ترکیه تلاش کرد تا از امتیاز میزبانى
خود براى مطرح کردن مسئله قبرس شمالى و ارتقاى
جایگاه حقوقى آن به عنوان کشورى مستقل استفاده کند.



از سویى
پس از اقبال
نسبى جامعه بین المللى به مسئله قبرس پس از راى مثبت ترک تباران به وحدت جزیره درهمه پرسى ماه پیش، ترکیه درصدد است تا
کشور هاى اسلامى را متقاعد کند قبرس شمالى را
به عنوان کشورى مستقل و عضو سازمان کنفرانس اسلامى به رسمیت بشناسند.



همچنین
موضوعات دیگر از قبیل انتخاب دبیر کل جدید براى سازمان، تروریسم بین المللى، پروژه خاورمیانه بزرگ و
شمال آ فریقا، و موارد دیگر در این کنفرانس
مطرح است. پس از نشست سران اسلامى در سال ۱۹۶۹ در رباط
که منجر به تشکیل سازمان
کنفرانس اسلامى شد، دومین تشکیلات مربوط به این سازمان، کنفرانس وزیران خارجه کشور هاى اسلامى است. این تشکیلات به طور معمول یک بار در سال و در یکى
از کشور هاى
عضو برگزار مى شود که معمولاً موضوعات روز نیز مورد بحث قرار مى گیرد و براى آن تصمیم گیرى مى شود. و این سومین
کنفرانس وزراى خارجه کشور هاى اسلامى در ترکیه پس از اجلاس مه ۱۹۷۶ و آگوست
۱۹۹۱ و کنفرانس فوق العاده وزراى خارجه کشور هاى اسلامى در ۱۹۹۲ است. از
دیدگاه ترکیه دو موضوع مهم در این کنفرانس وجود دارد:



۱- ارتقاى
جایگاه حقوقى جمهورى خودخوانده ترک هاى قبرس به عضو برابر در این سازمان



۲- تعیین
دبیرکل جدید سازمان



دبیر کل
که در راس این سازمان
قرار دارد مسئول اجراى تصمیمات اتخاذ شده در کنفرانس هاى سران و وزیران خارجه کشور هاى اسلامى است و وظیفه وى تلاش در
جهت ایجاد و گسترش همکارى و هماهنگى بین اعضا
در همه سطوح است و از این نظر این سمت بسیار مهم است. مالزى و بنگلادش به همراه ترکیه براى دبیرکلى سازمان کاندید شده
اند.انتخاب احسان اوغلو نامزد ریاست کنفرانس
براى ترکیه دستاورد بزرگى محسوب خواهد شد. او یکى از اعضاى قدیمى سازمان است و از زمان تاسیس «مرکز تحقیقات تاریخ،
فرهنگ و هنر اسلامى» در استانبول ریاست آن را بر
عهده داشته است. این مرکز وابسته به سازمان کنفرانس اسلامى بوده و کارنامه روشنى داشته است. ترکیه با به رخ کشیدن فعالیت
هاى این مرکز درصدد است زمینه را براى
پذیرش دبیرکلى کاندیداى خود توسط کشور هاى اسلامى فراهم سازد تا با پیشبرد سیاست هاى خود در سازمان
OIC فضاى
مناسب ترى در اختیار داشته باشد.









http://www.sharghnewspaper.com/830507/europe.htm#s90678

روزنامه
شرقِِ- چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۳



ترمیم
زخم تاریخى در موستار



احمد هاشمى:دیوارها، سمبل فرهنگى و سیاسى قرن گذشته
بود. در پایان قرن بیستم دیوارهایى که
کشورها را از هم جدا نگه مى داشت و شهرها را به دو نیم مى کرد فرو ریختند. البته اسرائیل در این زمینه یک استثناست و به رغم
مخالفت شدید جامعه جهانى _ که در راى گیرى
اخیر مجمع عمومى سازمان ملل هم شاهد گوشه اى از این مخالفت بودیم _ به ساخت دیوار حائل بین اسرائیل و فلسطینیان ادامه مى
دهد. اگر این دیوارها فروریخته سمبل سیاسى و
فرهنگى قرن بیست ویک هستند سمبل اقتصادى این قرن هم «پل ها» هستند. قرن ۲۱ در عصر ارتباطات فاصله ها را برداشته و دوردست ها را به نزدیکى تبدیل کرده است.



کشورها
نیز براى اینکه جایگاه درخورى در عرصه بین المللى داشته باشند مجبور به گذار از ساختار خودخواهانه سرزمین
محور و قوم گرا به ساختارى فرهنگ محور و هنرگرا هستند. دیگر در جهان امروز حفظ و تحمل
یک ساختار چند فرهنگى مورد بحث واقع نمى شود
بلکه همزمان بحث از بسط و گسترش آن نیز هست. مانند سیاست هاى تکثرگرایانه اى که کشورهاى چندقومى و مهاجرپذیر از قبیل
کانادا، آمریکا و سوئیس در پیش گرفته اند.
کشور بوسنى و هرزگوین که از یادگاران امپراتورى قدرتمند عثمانى است یکى از سرزمین هاى چند فرهنگى بالکان محسوب مى شود.



بوسنیایى
ها مذهب بوگومیل داشتند
که عمیقاً با دو مذهب ارتدوکس و کاتولیک در منطقه تفاوت داشت. آنها در مدت کوتاهى پس از حاکمیت عثمانى اسلام را پذیرا
شدند و بدین سبب هیچ گاه نیروهاى عثمانى را به عنوان خارجى و مهاجم به حساب نیاوردند.



بارزترین
نماد اسلام در منطقه بالکان
دو پل بوده است. نخستین آن پل درینا در شهر ویشگراد بود. ایوو آندریچ (Ivo Andrich) در رمان «پل درینا» در مورد نقش
این پل در برقرارى یک رابطه چند فرهنگى در دوره عثمانى در منطقه بالکان که موزائیکى از
اقوام و فرهنگ هاست توضیح داده است و با این
کار موفق به کسب جایزه نوبل شده است. دومین پل قدیمى بالکان در عصر سلیمان قانونى ساخته شد. این پل که همان پل موستار است
با طرح معمار سنیان، معمار برجسته که اکثر
بناهاى باشکوه عثمانى با طرح و ابتکار وى به اجرا درآمده است ساخته شد. این پل که در جنگ داخلى بوسنى تخریب شد مطابق با
بناى اصلى خود بازسازى شد.



بازسازى
به همان شکل اصلى این پل داراى پیامى مهم براى جهانیان است. این پل منحصر به فرد دو سوى شهر را در دو طرف رود
نارنتا (Narenta) به هم
مرتبط نمى سازد
بلکه همچنین فرهنگ هاى گوناگون را به هم پیوند داده، ویژگى جداکننده بودن مرزها را زایل و سمبل همزیستى جهانیان با
یکدیگر است.لازمه ایجاد پل هاى فرهنگى و اقتصادى در میان کشورها، شهرها و جوامع همزیستى
فرهنگ ها، قومیت ها و نژادها و همچنین
ادیان مختلف با یکدیگر است. در کشورهایى که فرهنگ ها با دیوارهاى تنگ نظرانه قوم گرایانه از یکدیگر جدا شده اند حیات سیاسى،
اقتصادى و فرهنگى آنها نیز محکوم به خمودگى و
شکست است و تخریب پل موستار و جنگ صرب ها، کروات ها و مسلمانان بوسنى با یکدیگر تائیدکننده این مهم است.



این پل
توسط گلوله توپ یک ژنرال نژادپرست کروات در
جنگ بوسنى تخریب شد. توجیه او این بود که مردمان این سوى رود، یعنى کروات هاى موستار کاتولیک بوده و به دنیاى غرب تعلق
دارند و مردم آن سوى پل که صرب هاى ارتدوکس
و مسلمانان در آن ساکن هستند متعلق به تمدن هاى شرقى و پست بوده و در نتیجه ارتباط بین مردم دو سوى رود که توسط این پل
انجام مى گرفت باید از بین برد. بازسازى این پل با هزینه ۲۰ میلیون
دلار و با جمع آورى و خارج کردن سنگ هاى تراشیده شده در عصر عثمانى که پس از تخریب پل به داخل رودخانه
افتاده بودند انجام گرفت و در مراسم بازگشایى
آن چند ده تن از سران کشورهاى بالکان و مقاماتى از اتحادیه اروپایى و دیگر کشورها حضور داشتند.



منطقه
بالکان و به ویژه کشور بوسنى و هرزگوین زمانى کانون واگرایى و تنش هاى قومى، نژادى و مذهبى
در اروپا بود و حتى جرقه جنگ جهانى اول در
این منطقه زده شد. ولى اکنون تنفر از دیگران
(Xenophobia) و ملیت
گرایى افراطى (Chauvinism) جاى خود را به دوستى و همگرایى
داده است و ملل جدا شده و کشورهاى
تجزیه شده بالکان باز هم در چارچوب به مراتب گسترده ترى به نام اتحادیه اروپا گردهم مى آیند تا همزیستى مسالمت آمیزرا
تجربه کنند.





 

 

نویسنده: پرشین بلاگ - دوشنبه ۱٩ تیر ،۱۳٩۱
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :